( 208
)
درباره تجمل گرايى شاه سليمان صفوى نوشتهاند:
«خيمههاى شاه سليمان، به قدرى وسيع بود كه داخل آنها، حمامها و حوضهاى آب، وجود داشت. علاوه بر اين، در خيمهها، باغچههاى بسيار زيبا و پر گل يافت مىشد...
چادر شاه در گرگان، به طول 60 متر و به عرض 35 و ارتفاع 30 پا بود و پنج ستون مدور، كه با اسبابهاى طلايى و شمش تو پر طلا و نقره مزين بود، تكيه داشت. به نوك هر ستون، گويهاى شمش طلاى تو پر قرار داشت و درون آن، يكسره زر بفت بود...(4)»
صفويان، كه در آغاز، به چيزى جز پيروزى بر دشمن و افزايش توان نظامى كشور نمىانديشيدند، پس از گذشت چند دهه، درست، پس از آن همه پيروزيهاى شگفت و شكوفايى و رونق اقتصادى و فرهنگى، به تجمل و عيش و نوش روى آوردند.
داروغگان و شبگردان، به جاى حفظ جان و مال مردم و برقرارى امنيت، رفيق قافله و شريك دزد شدند.(5)
روشن است كه در چنين هنگامى، بر قرارى امنيت و عدالت و حفظ كشور از دست اندازى بيگانگان، كه در آغاز، بر آن پاى مىفشردند، موردى نداشت، زيرابه گفته غزالى:
«بى قناعت، عدل ممكن نشود. (اگر دولتمردان) طعامهاى خوش خورند و جامههاى نيكو پوشند، شيرازه كار از هم مىپاشد.(6)»
روحانيت، كه همواره به زهد و قناعت و ساده زيستى مفتخر بوده است، اكنون كه با گونه گون دشمنيها و كينه توزيهاى دشمنان داخلى و خارجى رو در روست، بايد هوشيارانه مراقب باشد كه در دام آفتها و وسوسههاى نفسانى و شيطانى گرفتار نيايد.
اين نكته، همواره بايد آويزه گوش عالمان دين و حوزويان، بويژه روحانيانى كه در نظام اسلامى، كمر به خدمت بستهاند، باشد كه همه اقتدار و عظمت و محبوبيت و قداست روحانيت، برخاسته از اخلاص و تقوا و خدمتگزارى مخلصانه و زاهدانه آنان به اسلام است. اگر اين افتخارات را با كارهاى ناشايست، از بين ببرد، چيزى در دست ندارد و كارى از پيش نخواهد برد.
اين خطرها، براى روحانيت، پس از
|