( 185
)
هر كه نقص خويش را ديد و شناخت
اندر استكمال خود، ده اسبه تاخت
كاستى و كمال، از مقوله ناسازگارها نيستند، بلكه هماره نقص، كششى به سوى كمال دارد و كمال هم، زمينهاى براى پذيرش كاستى.
اگر هدف كلى و مقدسى را در نظر بگيريم و براى رسيدن به آن، حركتى را بياغازيم، به هر اندازه كه به آن نزديكرتر شويم و در سمت و سوى آن قرار گيريم، از كاستيها كم كرده و بر كمال خويش افزودهايم.
مسأله كاستى و كمال، امرى است نسبى و داراى مراتب گوناگون. ديدگاهها نيز در ملاك و معيار نقص و كمال، گوناگونند. امّا همه اهل نظر، بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه بر طرف كردن هر كاستى، گامى است به سوى كمال و رشد.
البته انسان، استعداد رسيدن به كمالهاى بسيار، در ابعاد گوناگون را دارد و لكن، بايد پيش از هر چيز، كاستيهاى خود را شناسايى كرده و آنها را از خود دور ساخت؛ زيرا
دل آينه صورت غيب است و لكين
شرط كه بر آينه زنگار نباشد
تا زمانى كه «حب نفس» در انسان باشد، صفحه جان، منبع تابش انوار حقيقت نخواهد شد و تا ديو خود بزرگ بينى از خانه دل بيرون نرود، فرشته حقيقت و بندگى رخ نمىنمايد.
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى
غبار ره بنشان تا نشر توانى كرد.
تا دل و جان آدمى از هر چه غير اوست، پاك نگردد، جايگاه جوشش حكمت و حريم يار نمىشود:
«القلب حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله.»
سعدى بشوى لوح دل از نقش غير او
علمى كه ره به حق ننمايد جهالت است
تمام پيامبران و امامان(ع) بر آن بودند كه زمينه زدايش كاستيها و پيدايش و پرورش رشد و كمالها را فراهم آورند، تا انسان را از فرش به عرش و از خاك به افلاك برسانند:
«انّما بعثت لأتمم مكارم الاخلاق(5)»
بر انگيخته شدم براى كامل كردن نيكوييهاى اخلاقى
حوزههاى علميه ادامه دهنده اين هدف و ميراث بر اين رسالت بزرگند. بيش از هر چيز
|