( 134
)
و بخشش است(13)».
با نمونه ديگرى كه اكنون نقل مىكنيم، حاكى از آن است كه امام صادق(ع)، در برابر نفوذ فرهنگ اقليمى در مفاهيم ارزشى مىايستد و معناى درستى عرضه مىدارد:
«مرّ بجعفر بن محمد رجل و هو يتغذى و عنده اصحابه. فلم يسلم ذلك الرجل عليهم و دعاه جعفر الى الطعام.
فقيل له: السنة ان يسلم ثم يدعى و قد ترك السلام على محمد. فقال(ع) هذا فقه عراقى فيه بخل(14)».
امام صادق(ع) در كنار ياران غذا مىخورد كه مردى بدون اداى سلام بر حضرت، گذشت.
امام، او را به خوردن غذا دعوت فرمود.
به امام گفته شد: سنت آن است كه پس از سلام، دعوت شود و او به عمد سلام نكرد.
امام فرمود: اين فقه عراقى است، آميخته با بخل.»
سخن حضرت، نشانگر نقش محيط و ارزشهاى ناپسند اقليمى در استنباط فقهى و مفاهيم ارزشى است.
بخل عراقيان در آن روزگار، سبب شده بود كه فرهنگ ضد ارزش، ارزش جلوه كند و عادتهاى ناپسند بمانند سنت دينى رواج يابد.
فقيه، با كند و كاو در انحرافهاى فكرى وظيفه دارد علل را شناسايى كند و مفاهيم اخلاقى را در اصالت خود عرضه بدارد.
2- توجه به زمان و مكان: مسائل ارزشى، دو گونهاند: بخشى از آنها دگرگونى نمىپذيرند و در همه زمانها ثابتند و بخشى از آنها، دگر گونى مىپذيرند. در زمانى ارزش به حساب مىآيند و در روزگار ديگر، خير.
آداب اجتماعى، كه بخشى از اخلاق را تشكيل مىدهند، اين گونهاند.
همراهى با توده مردم در شيوه زندگى، مسكن، لباس، طعامو... كارى است نيك. فقر شديد مردم به روزگار على(ع) سبب مىشد كه حضرت از سادهترين لباسها استفاده برد و پوشيدن كفش و لباس وصله دار و كم بها فضيلت به حساب آيد. ولى در زمان امام صادق(ع) كه مردم در رفاه نسبى به سر مىبرند، پوشيدن پوشاكى چون زمان على(ع)، ضد ارزش و آداب بود و شخص تحقير مىشد. ائمه(ع) به عنصر آداب
|