( 113
)
دانشمندان غرب ديده مىشود، بر خاسته از سمت و سو و گرايشهايى است كه در تعريف اخلاق وجود دارد.
دانشمندان اسلامى، بيشترين توجه را به چگونه بودن دارند، ولى دانشمندان غرب از چگونه رفتار كردن سخن مىگويند.
در بين حكماى اسلامى، ملاصدرا، حكمت عملى و اخلاق را اعم گرفته و بخشى از آن را رفتار برخاسته از خويهاى آدمى مىداند:
ان الحكمةالعملية قد يراد بها نفس الخلق و قد يراد بها العلم بالخلق و قد يراد بها الافعال الصادرة عن الخلق، فالحكمة العملية التى جعلت قسيمة للحكمة العلمية النظرية هى العلم بالخلق مطلقا و ما يصدر منه(14)و...
گاهى منظور از حكمت عملى، نفس خوى است و گاه علم به خوى و گاه اراده مىشود رفتارى كه از خوى بر مىخيزد. پس مقصود از حكمت عملى كه در برابر حكمت نظرى قرار دارد، علم به خوى است و آنچه از آن بر مىخيزد.
ملا صدرا، در اين جا رفتار برخاسته از خويهاى نفسانى را جزو حكمت عملى، كه اخلاقى است، مىداند و اين بيان وى در ادامه تعريف خلق به ملكه و بيان بخشها و گونههاى آن است.
با اين حال، اساس تفكر و انديشه اخلاقى غرب، مربوط به رفتار آدمى است و ديدگاههاى نظرى را در بحثهاى فلسفه اخلاق به ميان مىآورند.
واژه علم اخلاق، در تفكر غرب، به سه معناى جداى از يكديگر، امّا هماهنگ با يكديگر و مربوط به رفتار انسان، به كار مىرود.
.1 روش عام، يا راه زيستن.
.2 مجموع قواعد رفتار يا قانونهاى اخلاق.
.3 تحقيق در مورد راههاى زيستن و قواعد رفتار(15).
تحقيقاتى كه دانشمندان غربى انجام دادهاند، مربوط به رفتار و تأثير عوامل گوناگون در آن مىشود. امّا دانشمندان اسلامى، روى تعديل و برابر كردن غرايز كار كردهاند و مبارزه با نفس.
در هر دو ديدگاه، چگونه عمل كردن، به طور كامل، ناديده انگاشته نشده است.
|