( 54
)
بازشناسى اين دو در شيوه استنباط فقهى.
.2 جايگاه«عرف» در علم اصول و ارزش آن در دستيابى به قوانين فقهى.
.3 تنقيح مناط و محدوده ارزشى آن در فقه.
.4 بررسى تحليل عناصر مكان و زمان در اجتهاد.
.5 كاربرد و تأثيرات فلسفه در علم اصول.
.6 كاربرد و تأثيرات منطق در علم اصول.
.7 كاربرد و تأثيرات نحو در علم اصول.
.8 بررسى تحليلى سيره مسلمانان و محدوده ارزشى آن در استنباط فقهى.
.9 تفكيك اوامر ولايى و تبليغى معصومين و تأثيرات بازشناسى اين دو در شيوه استنباط فقهى.
.10 نگرشى روش شناسنامه به «حجيت ظهور» و بررسى شيوههاى استظهار و ارزش اين شيوهها در استنباط.
.11 سير تاريخى علم اصول و بررسى بالندگى و ركود آن در بستر تاريخ.
.12 بررسى و شناخت مذاق شريعت و روح فقه و محدوده ارزشى آن در استنباط فقهى.(روح فقه، عبارت است از نظريههاىعملى و اصولى كه ساختار زير بناى قوانين فقهى را شكل مىدهد و به تعبير ديگر زير بناى فقهى، كه منشأ احكام فقهى مىشود و فقيه در موارد سكوت ادلّه، يا تناقض و يا ابهام و تنافى آن، به آنها استناد مىكند.)
.13 جايگاه بناى عقلأ و ارزش آن، در دستيابى به قوانين فقهى.
.14 ميزان كاربرد عميل علم اصول در فقه (اين كا در كتابهاى فقهى، حقيقتاً، به چه ميزان از علم اصول بهره بردارى مىشود.)
.15 تفكيك و تعيين مباحث كم فائده و بى ثمر در علم اصول.
|