( 191
)
(وبدأة الرجل بالظهر والثانية بالبطن)
كلمه (بدأة) دلالت دارد بر اين كه هنگامى كه مرد مى خواهد شروع به شستن دست كند
از پشت آرنج شروع كند.
اگر آن استظهار را از ترجمه نپذيريم
بايد بپذيريم كه چنين عبارتى گنگ است و هر دو احتمال در آن مى رود.
8 . شهيد در لمعه
درباره كارهايى كه هنگام تخلى كراهت ندارند
مى نويسد:
(يجوز حكاية الأذان وقرائة آية الكرسي وللضرورة.)
حكايت كردن اذان وخواندن آية الكرسى و امر ضرور در حال تخلى جايز است. 37/
ترجمه (للضرورة) به هيچ روى روشن نيست. جا داشت اين گونه ترجمه مى شد:
(صحبت براى امر ضرورى هنگام تخلى جايز است.)
از اين روى
شهيد ثانى چنين مثال زده است.
(مانند تكلم براى حاجتى كه اگر آن را تا فراغ از تخلى تأخير اندازد
ترس از دست رفتن آن را دارد.)18
9 . عبارت (حكاية الأذان) به (حكايت كردن اذان) ترجمه شده است (/ 37) ولى تبيين نشده كه منظور چيست؟ اگر (حكايت كردن) در فارسى نيز در همان معناى فقهى استعمال مى شد
جاى اشكال نبود
ولى در زبان فارسى چنان معنايى ندارد. و توضيح آن در قسمت (فرهنگ اصطلاحات لمعه) در پايان جلد دوم نيز
نيامده است.
10 . شهيد درباره غسل مى نويسد:
(ويعاد بالحدث في أثنائه على الأقوى)
بنابر اقوى با پيدايش حدث در اثناء غسل
بايد غسل را دوباره بجاى آورد.
38/
جا داشت به قرينه (على الاقوى) داخل كروشه پس از واژه (حدث) كلمه (اصغر) نوشته مى شد
زيرا اگر در ميان غسل
حدث اكبر سرزند
شكى نيست كه مى بايست غسل را دوباره به جاى آورد و نيازى به (على الأقوى) نبود.
|