( 173
)
فاضل و يا متوسط را نياورده است.
نويسنده كتاب آمار ياد شده را به تحليل و تتبع مى سپرد و از زاويه هاى گوناگون
مورد ارزيابى قرار مى دهد.
/97
با اين نگاه كلّى
نويسنده ديد خويش را متوجّه نقش علماى مهاجر جبل عامل در حوادث سياسى ـ فرهنگى عصر صفوى مى كند. در فصل چهارم كتاب
با عنوان: (المهاجرون فى ايران) ابتدا از شخصيت وآثار وجودى محقق كركى. بحث مى شود. و سپس علماى ديگر بعد از او
بويژه شيخ بهائى
آن گاه در چهار محور ديگر مطالب كتاب را
تنظيم و عرضه مى دارد:
1. نهضت ترجمه و تأليف. 3.معارضات با اخباريان.
2. نفوذ فقها. 4. مجادلات و ناهمسازى با صوفيان.
نكات خواندنى در اين فصل
بسيارند
از جمله:
1 . نقش محقق كركى در تعديل سياستهاى شاه اسماعيل
بويژه در مورد قتل عام سنيان.
/122
2 . تحليل مهاجرت محقق كركى از ايران به عراق
در عهد شاه اسماعيل.
نويسنده در اين تحليل
اظهار مى كند كه محقق كركى شش سال در عراق زيست (پس از ترك ايران) و ظاهراً هجرت ايشان از ايران به عراق
به واسطه ناهمسازى با سياست شاه اسماعيل بود.
/124
3 . درسلطنت شاه طهماسب
او موكداً از محقق كركى مراجعت به ايران را مى طلبد. محقق كركى
به ايران مى آيد و شاه طهماسب
فرمان معروفى را صادر مى كند. نويسنده كتاب
اظهار مى كند:
(اين زمان
با واژگان فقهى و تأكيد تام صادر شده است. گمان ما آن است كه
|