( 52
)
مورد
اگر عقل بر درستى معنى حكم كند
اين حكم را حجّت مى داند و روايت تأييد شده به وسيله عقل را براى استنباط حكم به كار مى گيرد. در اين باره مى نويسد:
(نشانه هايى كه به كمك آنها درستى معناى حديثها فهميده مى شود
چهار چيزند:
1. هماهنگى با دليل عقلى و مقتضاى عقل.
2. برابرى با نص قرآن يا خصوص
عموم
مفهوم و يا فحواى آن.
3. هماهنگى با سنت قطعى (خبر متواتر).
4. يكسانى با اجماع شيعيان.37)
در اين سخن
عقل ارزش و حجيّتى همسان قرآن
سنّت و اجماع يافته و بسان اين سه
ترازوى وازدن و پذيرش حديثها دانسته شده است.
3 . محدود كردن قانونها فراگير: فقيهانى كه ديدگاه مثبتى نسبت به عقل و احكام عقلى ندارند
بر اين باورند
حكمهاى فراگير قرآن را نمى توان به حكم عقل
محدود كرد; زيرا پيش انداختن حكم عقل بر حكم قرآن لازم مى آيد38.
شيخ طوسى از جمله فقيهانى است كه با ديدى برتر به عقل مى نگرد و آن را در محدود كردن قانونهاى فراگير قرآنى و حديثى
در كنار كتاب
سنّت و اجماع قرار مى دهد:
(مايدلّ على تخصيص العموم... العقل و الكتاب والسنّة والاجماع39).
از جمله مواردى كه شيخ
حكم قرآن را به حكم عقل تخصيص مى زند
مورد زير است:
(مراد از (النّاس) در آيه (يا ايها الناس اتّقوا ربكم40) فقط مردمان عاقل است; زيرا عقل حكم مى كند: كودكان
ديوانگان و كسانى كه عقل ندارند
نيكو نيست در دايره تكاليف الهى قرار گيرند41).
از اين نمونه در تخصيص عقلى
دانسته مى شود كه هدف شيخ طوسى ازعقل
در سخن ياد شده
حكم مستقل عقلى است; زيرا وى در اين تخصيص
به قبح عقلى: (لايَحْسنُ تكليفه) تمسك مى جويد.
4 . فهم و استنباط حكم: شيخ طوسى در اين كه عقل و استدلالهاى عقلى را راه و ابزار فهم احكام مى داند
جاى ترديد نيست. با سيرى در آثار فقهى او
بويژه
|