( 156
)
الرحمن الرحيم بديع السموات والارض ذو الجلال والاكرام رب العرش العظيم19)
سند حديث:
* سيّارى
ابو عبدالله
احمدبن محمدبن سَيّار
الكاتب
السيّارى. پيش از اين از قول ابن نجاشى
شيخ طوسى و ابن غضائرى گفتيم كه فردى است:
(ضعيف الحديث
فاسد المذهب
مجفوُّ الروايه
كثير المراسيل
ضعيف متهالك غال محرِّف. استثنى شيوخ القميين روايته من كتاب نوادر الحكمه و...)
* اسماعيل بن زياد الآدمى
ضعيف است و اهل غلوّ
اسماعيل بن عباد بصرى هم مشخص نيست.
حديث
قبلاً نقل شده بود از اسماعيل بن عباد بصرى عن ابى عبداللّه. پس حديث در آن جا هم بايد مرسل باشد
زيرا اين جا مى گويد عن اسماعيل بن عباد بصرى عن ذكره.
در اين روايت
آية الكرسي با چند جمله ديگر تكميل مى شود: (ذو الجلال والاكرام...) معلوم نشد كه كدام يك درست است و كدام را بايد آية الكرسي دانست.
عن محمدبن جرير عن ابن سنان عن ابى الحسن الرضا
عليه السلام:
(له مافى السموات ومافى الارض و ما تحت الثرى عالم الغيب والشهادة الرحمن الرحيم20)
اگر غلات
يك خط سير را بپيمايند و در مسأله اى روى يك متن و حديث و موضوع همنوا بودند و بعد همين متن و موضوع را انسانهاى صالح و مؤمن بگويند
نمى شود گفت كه اين صالحان با گروه غلات
همسو و هم خط بوده اند
گرچه متن و سند يكى باشد.
در اين گونه موارد
نمى شود گفت; ما
به اين اسناد صحيح
استناد مى جوييم و اسناد مخدوش را به دور مى افكنيم. زيرا در اين گونه موارد
دستهاى مرموز غلات
در پشت صحنه به كار بوده اند كه مسأله را به گونه اى وانمود كنند كه انسانهاى صالح هم اغفال شوند و حرف غلات را بگويند و آنان حرف خود و پيام خود را به نام آنان كه اعتبارى دارند و در ديد مردم محترم هستند
نشر دهند و به اهداف خود دست يابند.
|