( 10
)
فرو مى نشاند: (جعله ريّا لعطش العلماء).
بوستانى هميشه بهار كه دلهاى ژرف انديشان و فقيهان را تازگى و شادابى مى بخشد: (ربيعاً لقلوب الفقهاء). داروى درد آفت زدگان
و نور هدايت براى رهجويان.
كتابى كه كهنگى در او راه ندارد و در هردرنگ
هديه اى تازه و نو به درنگ كنندگان مى بخشد: (وفيه ينابيع العلم).
دست آويز الهى كه بشر خاكى را به (اعلى عليين) مى برد و به سوى حق مى كشاند (حبل الله المتين وسببه الامين).
چراغى بر مناره تاريخ تا هدايت جويان ره گم نكنند.
گنجينه اى نامتناهى كه در هرزمان از او پرسش شود
پاسخ در خورزمان دهد.
(من عند على حكيم) است و به گفته امام راحل: (آورنده آن نيز
به حقيقت حقّه آن دست نيافت
زيرا از حق برخلق مى تابد.)
هرجامعه اى كه از قرآن راه جويد در هر اقليم و زمان باشد
ابر رحمت حق باران معارفش را بر آن جامعه فرو مى ريزد.
با اين همه
در حوزه هاى ما غريب است. حوزه هاى علوم دينى
براى اين كه بر فتنه هاى امواج فرهنگى و فلسفه هاى صادراتى شرق و غرب فراز آيند
بايد به دامن قرآن پناه برند و در نگاه ومناسبات خودبا قرآن
تجديدنظر كنند. دانشهاى قرآنى و فهم معارف رهايى بخش آن را حاشيه اى و جنبى نشمارند
بلكه بسان ناظرى خبير و هدايت گر در همه حال
از او هدايت جويند. و به گونه اى به آن بنگرند كه در برابر كجيها برمى آشوبد و در تاريكيهاى ايمان كش و ظلمات معنويت سوز
نجات بخش است.
آيات قرآن را از زمزمه درس و مدرسه
علم و عبادت طالب عالمان كنند و اصول و قواعد قرآن را محك درستى و نادرستى انظار قرار دهند.
كرامت طالب علمان را به قرآن دانى و قرآن پژوهى دانند و آيات و داستانها و قصص آن را نَقْل و نُقْل محافل و مجالس خويش كنند.
از اوان جوانى ورود طالب علم به حوزه
قرآن با جان او آميخته شود. روحش به
|