( 173
)
نويسندگان مذهبى
چنان قدرتى به دست آورده بودند كه مردم فقط به تفسير كتب ايشان مى پرداختند و ديگر كارى به تعمق در موضوع آن نداشتند.
اوقات مردم صرف مباحثاتى مى شد كه امروزه براى ما باور كردنى نيست; زيرا از هر چه كه به نظر ما مفيد مى رسد عارى بود.
مدت چهار قرن تمام
از قرن نهم تا سيزدهم
همواره گفت و گو و بحث در كليات بود. جمعى دور يكديگر مى نشستند و با قيافه جدى درباره ماهيّت أشياء و انواع و اقسام آنها گفت و گو مى كردند.
اين موضوع حقيقت دارد كه كمى بعد از آن كه تركان
قسطنطنيّه را محاصره كردند و امپراطور بر برج و باروى شهر
از پايتخت دفاع مى كرد
روحانيون بيزانس
اجتماعاتى داشتند و در اين موضوع بحث مى كردند كه: (فرشتگان از جنس نر هستند يا از جنس ماده).
محصلين با سرى انباشته از معلومات اسكولاستيك از اين مدارس بيرون مى آمدند; اما لياقت آن را نداشتند كه يك عمل جمع ساده را جز به مدد انگشتان دست انجام دهند.
روزى يكى از تجار ثروتمند آلمانى
كه علاقه مند بود تعليمات دقيق بازرگانى به فرزند خود بدهد
يكى از استادان دانشمند را ملاقات كرد و از او پرسيد كه بايد فرزند خود را به كدام دانشگاه بسپارد؟ دانشمند مزبور به او جواب داد:
(موضوع دوتاست: اگر مى خواهيد فرزند شما فقط جمع و تفريق را بياموزد
مى توانيد او را در هر يك از دانشگاههاى آلمان
كه مايل هستيد
بگذاريد امّا اگر علاوه بر آن
سوداى آموختن عمل ضرب را نيز در سر مى پرورانيد
فقط يكى از دانشگاههاى ايتالياست كه ممكن است اين موضوع را به او ياد بدهد).
با همه اين احوال
غير از تُجّار
اشخاص ديگرى نيز بودند كه نسبت به اين نوع تعليمات
نظر خوشى نداشتند.
براى آنان چاره اى نبود جز آن كه به اعراب پناهنده شوند; زيرا در زمان مأمون عباسى و جانشينان او دانشگاههاى بزرگى افتتاح شده بود كه در آنها متون يونانى را تدريس مى كردند.
در حالى كه اروپاى مسيحى قرون وسطى
خود را در زير مباحثاتِ غبارآلود دفن
|