( 75
)
خدم و هر آن كه از من پيروى كند
نوشته ام .
او
مقامهاى بلندى را طى كرد ومورد عنايت خاصّه الهى قرار گرفت و با معارف باطنى ولايت آشنا شد. در همان كتاب گويد:
< پس از اين كه با تمام وجودم
به خدا روى آوردم
در بارگاه الهى
انس گرفتم و نفس خود بينم را خداى بين كردم
عقلم درآسمان قدس به پرواز درآمد
حقيقت يقين را چشيدم
راههاى پربيم و هراس برايم هموار شد
از فضاى كوچك تنگ . بينان رستم و گشادگى سينه و وسعت دل پيدا كردم.
خداوند
عنايت فرمود و حقايق و معارف بلندى را در جانم افكند.
اين معارف
ابعاد وجودى و استعدادهاى معطّل و راكدم را احيا كرد و گذشته عمرم را نقد نمود.
البته اين بركات از كتابخوانى و پر مطالعه اى بر نيايد كه مرهون < انقطاع الى الله >
تضرعّ به درگاه او و تدبر در آياتش است . >4
او
بر اين باور است كه نفس ناپاك اگر دانش توحيد نيز فراگيرد
بر حجابهايش افزوده مى گردد. طالب علمان پيش و بيش از تحصيل علوم
بايد به تزكيه و تهذيب نفس پردازند. معارف و علوم ربوبى
در زمين پاك ثمر دهد و چراغ راه گردد:
< انّما الطريق الى ذلك
تزكية النفس عمّا يرديها و انقلاعها ممّا يغنيها و ردعها عن اهويتها و رفض الدّنيا الدّنيّة و الزهد عن زهراتها الفانية و الرغبة الى الباقيات الصّالحات و الدّرجات الرفيعات >5
تنها راه رسيد به اين مقام
پيراستن نفس از فرو مايگيها و كندن آن از دل بستگى به امور فانى و زود گذر و بازداشتن آن ازهوسها و بر فرق دنيا
|