( 66
)
كه ميرزاحسن آشتيانى را تبعيد كند.
شاه
از اين كار هراس داشت. در عين حال
با اصرار امين السلطان
تن به چنين كارى داد و حكم كرد:
(يا بايد در مجامع عمومى به منبر رفته و قليان بكشد
يا اين كه از تهران
خارج شود.)
اين دستور
توسط عبداللّه خان والى
روز يك شنبه دوّم جمادى الثانى 1309 هـ . ق . به ميرزاى آشتيانى ابلاغ مى شود.
عبداللّه خان
در مقام اجراى حكم شاه بر مى آيد و به ميرزا مى گويد:
(حتماً بايد قليان بكشيد).
آقا سيد محمد رضا طباطبايى
كه در آن جا حضور داشته
بر افروخته مى شود و خشمگينانه مى گويد:
(تو و نايب السلطنه غلط كرديد ...)
ميرزا در پاسخ والى گفت:
(نقص حكم حجة الاسلام ميرزا
از هيچ رو
برايم ممكن نيست
ولى ازتهران مى روم. امروز مهلت دهيد
تا وسيله حركت را فراهم كنم.
فردا [روز دو شنبه] البته خواهم رفت.38)
ميرزاى آشتيانى
با اين كه خود مجتهد مسلم است
به هيچ وجه حاضر نمى شود
حكم ميرزا رانقص كند و تبعيد را مى پذيرد. برخلاف عده معدودى كه به بهانه اين كه ما مقلد ايشان نيستيم و خود مجتهديم
ازاجراى فرمان ميرزا سر بازمى زدند
ميرزاى آشتيانى
مخالفت با حكم ميرزا را جايز ندانست و از آن حكم
حمايت كرد
تا به نتيجه مطلوب رسيد.
امام
پيروى علماى تهران و ديگر شهرهاى ايران را
از جمله علتهاى موفقيت نهضت تنباكو مى داند و از ميرزاى آشتيانى به عنوان كسى كه مهم ترين نقش را در اين حركت الهى داشت
ياد مى كند.
(يكى قضيه تنباكوست كه همه مطلع هستيد
ميرزاى شيرازى بزرگ
رضوان اللّه عليه
امر فرمود و علماى ايران
علماى بلاد ايران ... كه در رأس آنان ميرزاى آشتيانى بود
در تهران اجرا كردند
اين مطلب راو دولت ساقط شده ايران را زنده كردند.)39
يا مى گويد:
(قضيه تنباكو ابتدايش از روحانيون ايران و عراق
از مرحوم ميرزا فتوا بود و از علماى تهران قيام و عمل. البته مردم هم به اينها علاقه داشتند و دنبال اينها را مى گرفتند و كارها را انجام مى دادند.40)
اين همبستگى و همدلى و همراهى
سدها را شكست و نگذاشت فتواى ميرزا
|