( 12
)
كارگرفتن آن در راه غير مصالح اجتماع
بلكه حركتى داشته باشد سالم و موجب قوام جامعه. در همين مقوله
مسأله زمين
از اهميت فوق العاده اى برخوردار است. خداوند
بشر را در زمين مأوا داد و روزى او را نيز در آن قرار داد
تا با استعداد و توانى كه خدا به او داده
از آن بهره برد و احتياجات خود را تأمين كند.
پس مالكيتهاى بزرگ و محروم كردن مردم از بهره ورى آن در راه اداره زندگى
معطل گذاردن آن
بهره گرفتن از آن بر خلاف مصالح عمومى و... به بهانه (الناس مسلطون على اموالهم) و... با روح اسلام و فلسفه خلقت زمين و مصالح زندگى جمعى
كه اسلام بدان اهميت فراوان داده
ناسازگار است. از اين روى
مى طلبد كه راههاى شرعى جلوگيرى از به وجود آمدن قطبها و هسته هاى بزرگ مالكى
به گونه اى كه به مالكيتهاى خصوصى و مشروع
لطمه اى وارد نيايد و جلوى شكوفايى كشاورزى و... گرفته نشود
بررسى همه جانبه فقهى بشود.
در همين مقوله
مسأله اى كه امروز مطرح است و فقيه بايد توان علمى خود را در حلّ آن به كارگيرد
مسأله بانكهاست.
سودى كه بانكها به صاحبان سرمايه هاى خرد و كلان مى پردازند
آيا
رباست يا خير.
آيا هرنوع پرداخت سودى رباست؟ يا سودى رباست كه ايجاد فاصله طبقاتى مى كند و عده اى را به اوج ثروت مى برد و عده اى را به حضيض فقر و مذلت و داراى پيامدهاى ناگوار و جبران ناپذير.
اگر چنين باشد
يعنى ربا بدان خاطر حرام است كه فاصله طبقاتى به وجود مى آورد
آيا اگر همين سود را شخص و يا گروه خاصى نبرد كه ايجاد طبقه كند
بلكه عموم مردم
كل جامعه و دولت ببرد و سود در راه مصالح جامعه به كار رود و به خزانه دولت وارد شود
آيا باز هم ربا خواهد بود و حرام؟
به عبارت ديگر
ربا باشد; امّا رباخورى وجود نداشته باشد كه (لاتأكلوا الرّبا) آن دربر بگيرد
آيا بازهم منع شارع آن را دربر خواهد گرفت و حرام است؟
|