( 299
)
فتحعلى شاه به حساب مى آمد
با نظر وى مخالفت كرد.
اظهار نظر شجاعانه برغانى در مسأله جنگ و حكومت
بر شاه قاجار گران آمد
از اين روى
دستور داد وى را تبعيد كنند:
(... و اين جمله منجر به ناراحتى شديد فتحعلى شاه از برغانيها گرديد. متعاقباً شاه قاجار دستور تبعيد ملامحمد صالح و دو برادرش: شهيد ثالث و ملاعلى برغانى را صادر و آنها را به عراق تبعيد كرد. بعدها مرحوم كاشف الغطاء وساطت كرد و شاه قاجار پذيرفت
به شرط آن كه در تهران ساكن گردد150.)
بعدها شاه قاجار
براى جلب نظر برغانى
روستايى در نزديكى قزوين
به عنوان تيول به وى واگذارد.
محمد صالح برغانى
با اين استدلال كه اين تيول
جزء اموال مجهول المالك است و در اختيار مجتهدان و حاكم اسلامى فقط حق دخالت و تصرف در آن دارد
آن را به شخصى به نام ابراهيم فروخت.
حامد الگار كوشيده است
اين گونه وانمود كند كه فروش روستاى مزبور
جنبه اقتصادى داشته است151.
ولى عمل محمد صالح برغانى
عمل حساب شده و جنبه سياسي داشته است.
وى
با چنين كارى مى خواست به شاه و مردم بفهماند كه تسلط شاه بر اين گونه اموال
غيرقانونى و نامشروع است.اقدام محمدصالح برغانى در تعريض به حكومت شاه قاجار
به قدرى روشن بود كه بعدها شاه
وى را مورد عتاب قرار داد و در صدد برآمد كه آن قريه را پس بگيرد152.
پيشنهاد فتحعلى شاه به سيد محمدباقر شفتى مبنى بر بخشودگى قسمتى از ماليات دارائى وى
نيز در همين راستاست
بر خلاف آنچه تصور مى رفت
سيّد شفتى
اين پيشنهاد را نپذيرفت.
حامد الگار
سبب نپذيرفتن سيّد اين پيشنهاد را در اين مى داند كه اگر مى پذيرفت
شاه قاجار
به همين مقدار از ديگران
بويژه طبقات فقير وصول مى كرد153.
علاوه بر اين
اقدام سيد در رد پيشنهاد شاه قاجار
جنبه سياسى نيز داشته است.
يادآورى: اين احتمال نيز وجود دارد كه بسيارى از اين اجازه ها جنبه تشريفاتى و
|