( 95
)
مى بريم كه اديبان بزرگ و روزنامه نويسان سترگى را تربيت كرد.- بى
جهت نيست كه تقريبا همه درادبيات چيره دست مى شده و آنگاه به
رشته هاى تخصصى خود مى پرداخته اند. علامه امينى صاحب الغدير
كاشف الغطاء صاحب كتاب اصل الشيعه و
اصولها
شيخ آقا بزرگ طهرانى صاحب الذريعه و ميرزا محمدتقى شيرازى و
در سالهاى نزديك علامه سيدمحمد حسين طباطبائى و سرانجام استاد شهيد
مطهرى هر كدام
در جاى خود
ستاره اى درخشنده اند در آسمان علم وادب .
آثار علمى آنهااحتياج به معرفى ندارد.اما آثارادبى آنها نيز در
دست و نشانگر ذوق و حال آنها مى باشد. آثار منثور آنها نشان دهنده
علم و آگاهى آنهاست . آثار منظوم اواشعار پر شور و حال برخى ازاين
ستارگان ادب در جاى خود ممتاز و خواندنى است گر چه شاعرى فن آنها
نبوده است ولى نشان دهنده ذوق آنان مى باشد
از جمله به اين نغمه هاى
عرفانى توجه كنيد:
مهر خوبان دل و دين
از همه بى پروا برد
رخ شطرنج نبرد
آنچه رخ زيبا برد
تو مپندار كه مجنون
سر خود مجنون گشت
ز سمك تا به سماكش
كشش ليلى برد
من به سرچشمه خورشيد
نه خود بردم راه
ذره اى بودم و مهر تو مرا بالا برد
من خسى بى سرو پايم
كه به سيل افتادم
او كه مى رفت مرا هم
به دل دريا برد
جام صهبا به كجا بود و مگر دست كه بود؟
كه درين بزم بنگرديد و دل شيدا برد؟
خودت آموختى مهر و خودت سوختيم
با برافروخته روئى
كه قراراز ما برد
همه ياران به سر راه تو بوديم ولى
غم روى تو مرا ديد و مرا تنها برد
همه دلباخته بوديم و هراسان كه غمت
همه را پشت سرانداخت
مرا تنها برد
خم ابروى تو بود و كف ميشوى تو بود
كه به يك جلوه زمن نام و نشان يكجا برد
اين نفمه هاى شورانگيز عارفانه كه از قلب عارفى دل آگاه جان سوخته
برخاسته از مفسرى عاليقدر و فيلسوفى ژرف انديش است كه هر كس او را
ديده و محضرش را درك كرده باشد فكر نمى كند در پس اين چهره نجيب و
آرام همچو حال و هوايى و همچنين شور و حالى موج مى زده است .اواستاد
فقيه و علامه بزرگوار محمد حسين طباطبائى
|