رهنمودها و رويكردهاى دينپژوهى
دنياى اسلام، فرصتها و تهديدها(1)
از نگاه مقام معظم رهبرىجمعى از علما و انديشمندان و روشنفكران شركت كننده در همايش جهان اسلام، فرصتها و تهديدها به حضور مقام معظم رهبرى رسيدند و ايشان نيز نظرات خود را در همين باب، بيان داشتند، كه چكيده آن را پيشرو داريم.
حضرت آيت الله سيدعلى خامنهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى روز سه شنبه دوم دى ماه در ديدار جمعى از علما، دانشمندان، متفكران و روشنفكران دنياى اسلام، فرصتهاى جديد و مهم فراروى جهان اسلام و همچنين تهديدهاى اصلى پيش روى مسلمانان را تشريح كردند.
ايشان تصريح كردند: امروز به واسطه عرضه عملى مردم سالارى دينى و اثبات قدرت و كارآيى اسلام، غرب دچار انفعال شده و ليبراليسم در كشورهاى زادگاه خود و مراكز سياستگذارى آن در خصوص مسايل مهمى همچون آزادى، مردم سالاى و كرامت زن دچار تناقضهاى اساسى شده است.
آيت الله خامنهاى در اين ديدار برگزارى همايش جهان اسلام، فرصت و تهديدها را اقدامى مناسب و بجا دانستند و افزودند: برغم آنكه استعمار در گذشته توانست بر دنياى اسلام تسلط يابد و مسلمانان را به ملت هايى وابسته تبديل كند، اما اكنون فرصتهاى جديدى براى دنياى اسلام بوجود آمده كه مهمترين اين فرصتها، اسلام و قدرت آن است زيرا اسلام توانايى تجهيز مادى و معنوى مسلمانان، متحد و يكپارچه كردن آنان را دارد.
مقام معظم رهبرى از جمله فرصتهاى جهان اسلام را نعمت نيروى عظيم جوان مؤمن و مقاوم در مقابل جاذبههاى ظاهر فريب دنياى غرب بر شمردند و خاطر نشان كردند: به همين دليل دنياى اسلام امروزه زندهتر، با اميدتر و جوان نگرتر از گذشته است و جوانان و روشنفكران آن به اسلام و تمسك به آن افتخار مىكنند در حالى كه در گذشته چنين نبود.
حضرت آيت الله خامنهاى حذف ماركسيسم و كمونيسم بعنوان رقباى اصلى تفكر اسلامى و ورود قدرتمند اسلام سياسى به صحنه را از ديگر فرصتها دانستند و افزودند: در شرايط كنونى، آگاهى وروشن بينى مسلمانان در قبال شعارهاى غرب بسيار بيشتر شده است، زيرا آنان متوجه شدهاند كه وعده غرب مبنى بر كمك به پيشرفت دنياى اسلام، چيزى جز به تسليم كشاندن و وابسته كردن مسلمانان نبود.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با اشاره به تناقضهاى جدى كه ليبراليسم دچار آن شده است از جمله سردادن شعار آزادى و سكوت در مقابل كشتار و سركوب كودكان و جوانان فلسطين، عراق و افغانستان تاكيد كردند: غرب بويژه آمريكا از يك طرف شعار دموكراسى سر مىدهند، اما از طرف ديگر در سالهاى گذشته با ملت هايى كه به اسلام راى دادند، مقابله كردندو همچنين در حالى كه شعار آزادى زنان داده مىشود، در غرب شاهد از دست رفتن كرامت زن و از هم پاشيده شدن بنيان خانوادهايم.
ايشان با اشاره به حمايت آمريكا از ديكتاتورهاى منطقه در طول سالهاى گذشته، از جمله حمايت از صدام و جنايات وى بر ضد مردم عراق و ايران تاكيد كردند: آمريكا با چنين سابقهاى اكنون شعار دموكراسى براى خاورميانه سر مىدهد و اين يكى ديگر از تناقضهاى موجود است
حضرت آيت الله خامنهاى طرح شعار دموكراسى از جانب غرب را نشان دهنده انفعال غرب در مقابل مردم سالارى دينى دانستند و افزودند: مردم سالارى دينى داراى منطق قوى وروشن است، زيرا اسلام مخالف با ديكتاتورى و استبداد با هر عنوانى و از جانب هر فردى است.
مقام معظم رهبرى با تأكيد بر اينكه مردم سالاى دينى امروز به صورت عملى به دنيا عرضه شده است، خاطر نشان كردند: در جمهورى اسلامى ايران در طول 25 سال، 24 انتخابات برگزار شده و مردم در برپايى و شكلگيرى نظام و حفظ آن به طور مستقيم حضور داشتهاند و اين مظهر كامل مردم سالارى دينى است. ايشان، خلاء ايدئولوژى قابل اتكا در دنيا را يكى ديگر از فرصتهاى پيش روى اسلام بر شمردند و افزودند: امروز بهترين فرصت براى طرح اسلام ناب در جهان ومعرفى آن به جهانيان است، زيرا اسلام ناب بر كرامت انسان و عدالت به عنوان آرزوهاى ديرين بشر تكيه دارد.
حضرت آيت الله خامنهاى با تاكيد بر اينكه اسلام ناب خواهان عزت، عدالت، مردم سالارى دينى و پيشرفت علمى براى مسلمانان است، خاطر نشان كردند: بر همين اساس دشمنان اسلام و در رأس آنها صهيونيزم و آمريكا مايل به مطرح شدن اسلام ناب نيستند و تلاش دارند اسلام را يا به صورت چهرهاى متحجر و بدور از منطق و علم و معرفت همانند طالبان و يا به صورت استحاله شده و هويت خود را در مقابل فرهنگ غرب از دست داده، معرفى نمايند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با تأكيد بر اينكه دشمنان اسلام به دليل هراس از نيروى عظيم مسلمانان، جرأت مقابله مستقيم با آنان را ندارند، افزودند: امروز دشمنان اسلام در قالب عناوينى همچون حقوق بشر، دموكراسى و مبارزه با تروريسم و سلاحهاى كشتار جمعى، به مقابله با دنياى اسلام و مبارزان مسلمان در هر نقطه از دنيا برخاستهاند.
ايشان باتأكيد بر لزوم تلاش جدى مسلمانان براى بهرهگيرى از فرصتهاى جديدى كه پيش روى جهان اسلام قرار دارد، خاطر نشان كردند: جمهورى اسلامى ايران نيز همت خود را بر استفاده مناسب وصحيح از اين فرصتها قرار داده، لذا بر مردم سالارى دينى پاى مىفشارد و از اين حكم اسلام عدول نخواهد كرد. حضرت آيت الله خامنهاى با تأكيد بر اينكه سياست جمهورى اسلامى ايران، همكارى و تعامل با كشورهاى مختلف و بهرهگيرى از علم و تجربه آنها است، تصريح كردند: ما در مقابل دخالت و نفوذ بيگانگان ذرهاى كوتاه نخواهيم آمد و اين مسأله موجب ناراحتى شديد دشمنان جمهورى اسلامى ايران شده است.
مقام معظم رهبرى تلاش براى گسترش عدالت در جامعه را يكى ديگر از اقدامات مهم نظام اسلامى در ايران برشمردند و با تأكيد بر اينكه هنوز با نقطه مطلوب، فاصله زيادى وجود دارد، افزودند: جمهورى اسلامى ايران همچنين معتقد به توانايى دنياى اسلام براى برداشتن گامهاى بزرگ در عرصه علم و دانش است و بر همين اساس توليد علم سرلوحه فعاليت مراكز علمى ودانشگاهى ايران قرار گرفته و در اين عرصه توفيقات خوبى نيز به دست آمده است.
ايشان با اشاره به اعتقاد جمهورى اسلامى ايران به تقويت بنيه معنوى و مادى مردم، مهمترين خطر و تهديد فراروى دنياى اسلام را تفرقه دانستند و خاطر نشان كردند: دنياى اسلام بايد با عبور و اغماض از مسايل اختلاف برانگيز باوحدت و يكپارچگى، توجه خود را به سوى دشمن اصلى جلب نمايد.
حضرت آيت الله خامنهاى با تأكيد بر اينكه جمهورى اسلامى ايران دست دوستى و اتحاد به سوى مسلمانان و دولتهاى اسلامى دراز مىكند، از آمريكا و صهيونيزم به عنوان شيطانهاى بزرگ و دشمنان اصلى مسلمانان ياد كردند و افزودند: روشنفكران و برگزيدگان دنياى اسلام بايد دشمنان اصلى و شيوههاى دشمنى را به آحاد مردم معرفى نمايند تا آنان در شناخت دشمن دچار اشتباه نشوند. مقام معظم رهبرى، ايجاد رعب و تطميع را دو وسيله دشمنان براى مقابله با دولتها، روشنفكران و آحاد مردم در دنياى اسلام دانستندو تأكيد كردند: اين همايش مىتواند زمنيه عملى استفاده از نظرات و ديدگاههاى برگزيدگان جهان اسلام را جهت استفاده از فرصتهاى پيش رو و همچنين مقابله با تهديدات جديد فراهم آورد.پژوهش روشمند (كاستىها و موانع)(2)
حسين خنيفر
عرش خدا كرسى تعليم است و وحى خدا، مهبط تحقيق و او است داننده و پاينده وجان دهنده ودانش افزاينده كه رب العالمين است و به قلم و لوح و سخن و زمان و كلام قسم خورده است.
عين القضاه مىگويد: بودن را برگزيدهايم، اما چه گونه بودن را كمتر انديشيدهايم و چه گونه بودن مستلزم شناخت است و دريچه شناخت، پژوهيدن.
زمانى ادعا مىشد كه براى هر مسئله پيچيدهاى، همواره راه حل سادهاى وجود دارد كه گذر زمان ثابت مىكند، اما اين ادعاى درستى نيست. براى هر مسئله پيچيدهاى، راه حل پيچيدهاى هم وجود دارد كه از عهده نخبگان بر مىآيد ودر روزگار ما، يعنى پايان هزاره دوم(پايان عصر اضطراب) و آغاز هزاره سوم (آغاز عصر امواج) نخبگان همان پژوهشگران اند.
امروزه گفته مىشود: بايد از فضاى علم براى علم بيرون رفت و به فضاى علم براى كار(عمل) وارد شد. اين قاعده را مىتوان حتى در علوم انسانى نيز صادق دانست، چرا كه ابرام بر مبانى نظرى مقدمه كار است ولى ابقا در اين محدوده نوعى در حصار شدن و درجا زدن را به دنبال مىآورد. بايد از قالبهاى نظرى بيرون آمد و به سمت و سوى قواعد كاربردى گام برداشت. امروزه بحث زندگى مبتنى بر دانش و پژوهش كاربردى است پس حوزه و دانشگاه ما در معرض رسالتهاى جديد است و كسالتها را بر نمىتابد. شايد سخن حضرت امام خمينى(ره) كاملترين و گوياترين دستور در عين حال كوتاه در اين زمينه باشد كه گفتند: ما هيچ راهى نداريم جز خوداتكايى، خود باورى و خود اعتمادى.
هم اكنون در هزاره سوم پا گذاشتهايم نيازها، نگاهها، انتظارها، توقعها و تحليلها كاملا دگرگون شده است و هر تصميمى امرزوه در دنيا اتخاذ مىشود چه در حوزه صنعت يا خدمات يا روشهاى زندگى بر پايه دانش و پژوهش صورت مىگيرد. لازم است اين دستاورد در حوزه علوم دينى به نحو شايسته مورد عنايت قرار گيرد.
امروزه در دنياى پر جنب و جوش، پژوهش راموتور محرك ملتها(3) به سمت و سوى آرمانها واهداف نام مىبرند. بر سر در يكى از دانشگاههاى آمريكا نوشتهاند:
توقف در آموزش توقف در زندگى است و توقف در پژوهش توقف در آموزش و زندگى است.(4)
طى سه دهه اخير دگرگونىهاى فراوانى در دنيا روى داده است تا جايى كه در يك مقاله عنوان مىنمايند كه 30، 1970 است يعنى تحولاتى كه در طول 1970 سال روى داده بسيار كمتر از تحولاتى است كه طى اين 30 سال اخير رخ نمايانده است.
دنياى 33 ساله اخير يعنى از 1970 تا 2004 كه در آن قرار داريم عصر روشن گرى، عصر دانايى، عصر مجاز، عصر خرد، عصر پژوهش، عصر امواج و در نهايت عصر و دنياى هفت مولفه قدرت، سرعت، فرصت، ثروت، اطلاعات، ارتباطات و تغييرات سريع ناميده مىشود.(5) گرچه در تاريخهاى قبل از هزاره سوم به تك تك مولفهها نيز اشاراتى شده است، از جمله آدام اسميت كه تجارت را وافى به قدرت نمىداند و از عدم كفايت اقتصاد داد سخن مىدهد و صراحتاً فنآورى و توليد دانش را از دريچه پژوهش مورد تاكيد قرار مىدهد.(6)
اخيرا نيز در دنياى متلاطم علمى اعلام شده كه سال 2010 سال تراز تعيين تكليف سپارى از ملل در مقوله دانش و توليدات علمى و تحقيق است و (7) كشورها به دو دسته تقسيم خواهند شد: كشورهاى تند يا كشورهاى كند و حد ميانهاى در اين بين نخواهد بود، يعنى يا كشورى پويايى و پژوهش خواهد داشت يا به دور از جنب و جوشى خواهد بود و در عرصه پر رقابت دانش و تحقيق تماشاگر و با نقش سايهاى در حاشيه باقى خواهد ماند.(8)
واقعيت اين است كه حركت دانش مدارى و پژوهش گرايى در جهان اسلام از آغاز پيدايش آن وجود داشته و در ايران نيز حتى قبل از اسلام دانش مندان و محققان و پژوهندگان مقبول و مورد احترام بودهاند. به هر حال در طول تاريخ عوامل اجتماعى، محيطى و فرهنگى پيچيدهاى پديده پژوهش و دانشطلبى را تحت الشعاع قرار داده است و اين امر از قرن 16 ميلادى تا قرن نوزدهم، دوره ارتقا و بالندگى خود را طى نموده است و در اين ميان علاوه بر فلاسفه و انديشمندان در دنياى اسلام، سه شخصيت، نماينده و تاثير گذار در سه بينش مختلف در پيدايش نظريهها و پژوهش پرورى ودانش مدارى به معناى نوين آن در قرن نوزدهم و بيستم نقش برجستهاى دارند، دنيا پس از فرانسيس بيكن، ايساك نيوتون، و آدام اسميت(9) بود كه حركت سريعتر و شتابندهترى گرفت و اگر مك لوهان در دهه 70 و 80 روزى دنيا را دهكده جهانى ناميد و كمتر از 8 سال تافلر آن را خانه جهانى خواند، كمتر از آن زمان، نيل پستمن آن را دنياى همراهه و همراه ناميد.
در اين دنياى جديد در مدارس ودانشگاهها و حتى در حوزههاى درس دينى، آموزش و پژوهش دوش به دوش هم حركت مىكنند. و علوم پايه و اصيل با پژوهش و نوگرايى و نوآفرينى با نيازهاى روز هماهنگ مىشوند.
در دنياى جديد ادعا مىشود هر چيز كه بوى كهنگى بدهد محكوم به فناست لذا
كلاس درس، پايتخت دانش است
مدرسه سلف سرويس علم است
دانشگاه و حوزه جمهورى علم است
پژوهش ميوه آموزش است
منابع انسانى موتورهاى فكراند.
در دنياى جديد دانش مندى منسوخ شده است و دنيا دنياى روشمندى و كاوشگرى است. پژوهش در اين دنيا بايد به صورت يك فرهنگ درآيد و اين فرهنگ از بعد فردى به ملى و سپس فرا ملى و بين المللى درآيد.
مسئله يابى
در تحقيق، مسئلهيابى بسيار مهم است و براى اين مهم (تفكر سيستمى) لازم است در تفكر و انديشه سيستمى محقق مسئله ياب هفت ويژگى دارد:
1. تفكر خلاق، نقاد جامع و ناب و گرايش به سمت (تفكر منطقى)
2. آميزش عقل و شهود
3. ديدن در جزء(اصطلاحا مشاهده جنگل در بين درختان)
4. پرداختن به چراها و چه گونه ها
5. طرح سؤال و برخورد پرسشى
6. ژرف كاوى به جاى فرانگرى كم عمق
7. كلان نگرى و جزء كاوى
در يك ديدگاه ديگر و در فرايند يك تحقيق ساختارمند كلاً پنج مولفه، حياتى و مهم به شمار مىروند كه عبارت اند از:
1. موضوع مسئله شناسى
2. صلاحيتهاى علمى محقق
3. نظارت بر كار تحقيق
4. ارزش يابى كيفى
5. كار بست تحقيقى
در موضوع مسئلهيابى تحقيق، يكى از مهمترين مشكلات و معضلات ما آشنايى با روشهاى مسئلهشناسى و مسئله يابى است كه مستلزم كار كارگاهى است. ريچارد پرينگ در گزارش سال 2000 خود آورده كه در آمريكا: براى اين مقوله و آموزش، پژوهش و مسئله يابى، سالانه بيش از يك ميليارد دلار از وجوه فدرال هزينه مىشود و در انگلستان نيز طبق اين گزارش نامه 2801 موسسه علمى - پژوهشى فعال ثبت شده كه سالانه حدود 60 تا 70 ميليون پوند فقط براى پژوهش و مسئله يابى استفاده مىگردد.جواز ورود به عصر جديد
اساسا ورود به دنياى جديد جواز مىخواهد و جواز آن تحقيق در كنار آموزش و داشتن كارنامه و برنامه پژوهشى و توليد علم است، چرا كه امروزه ادعا مىشود دنيا مانند زمان و مد، منتظر كسى نمىماند و اين اتوبوس، اتوبوس رقابت دانش، پژوهش و مهارت هاست و در اين عرصه، ملتى كه نمىداند به كجا ميرود(10) خطر در پيش رو دارد:
نخست اين كه امكان دارد هر اتوبوسى او را با خود ببرد.(11)
دوم: خطر رسيدن به جاهاى ديگر است(بيراهه روىها).(12)
به همين خاطر پژوهش، مقارن توسعه يافتگى شده است و اين دو، الفباى حركت اند. امروزه حتى اگر در مبانى دينى و اسلام نيز بخواهيم حركتى نهادينه و فرازين داشته باشيم، ناگزير به تقويت امر پژوهش و فاصله گرفتن از نگارش كنار زدن هدف هستيم، چرا كه دنياى امروز دنياى (كشف و تطبيق) است. و در تمدن اسلامى نيز، توقفهاى طولانى در جاهايى كه به صلاح نيست ناشى از عادت به وضع موجود و رقم نزدن وضع مطلوب است.نگاهى به سيماى گذشته
يكى از دلايل در جا زدن و رونق نداشتن تمدن اسلامى كه هشت قرن از تاريخ را پوشش داد، گرايش به سمت شاخههايى از دانش و يا قطع و لاغر كردن و حذف برخى از شاخههاى (ظواهر نقل) به جاى لذت (كشف) است.
آن گاه كه حاكميت ظاهر گرايان كه خودنمايى و خودستايى را در جامعه جاى گزين فضل و انديشه و علم كردند، مدنيت اسلامى به باد فراموشى سپرده شد و سپس تيمور و حكومتهاى پيرو سلجوقى مغول كه قطعاً سبب درجا زدن و ركود پژوهش و روشمندى و لذت كشف گرديد، رونق علمى جامعه ديرپاى اسلامى را به خوارى كشيد، اما چه چيزى باعث چيرگى سلجوقيان گرديد كه زمينه را براى حمله مغولان آماده كردند؟ چه گونه حكومت آل بويه كه دوره احياى فرهنگى و انسان گرايى و (رنسانس اسلامى) را ايجاد كرد(13) نتوانست پايههاى قدرت خود را در برابر سلجوقيان استوار بدارد؟
در اين بررسىها نمىتوان بعد تاريخى و جغرافيايى را از نظر دور داشت. دشتهاى وسيع آسيا و اقوام بدون مدنيت اما پرتحرك آن، نشناختن ابزار نوين قدرت و ساختار جوامع بزرگ در آن دوره، راه را براى به قدرت رسيدن اقوام سلجوقى و نابودى مدنيت علمى و پژوهشى اسلامى و حتى توقف توليد علم و ظهور نماد گرايى و ظاهر گرايى اسلامى هموار مىكرد.
اگر به تاريخ بيهقى مراجعه شود، اشارات فراوانى حاكى از اقتدار نمادگرايى و ظاهر گرايى در آن دوران به چشم مىخورد. حاكمان ظاهر گرا راه را براى به قدرت رسيدن متكلمان نماگرا باز مىكنند. تدريس علوم و فلسفه از مدارس حذف مىشود. نظاميهها، كه بزرگترين مدارس اسلامى هستند، راه به علوم و فلسفه نمىدهند، حتى راه به تبليغ همه مذاهب اسلامى نمىدهند.(14) امام محمد غزالى دانشمند بزرگ قرن پنجم يكى از سر سختترين مخالفان آزاد انديشى بود. وى تا جايى پيش رفت كه فارابى و ابن سينا را فيلسوف نمايان اسلامى ناميد و بخشى از سخنان آنان را كه مبتنى بر پژوهشهاى بنيادى بود تحت عنوان و واژههاى الكفر الصريح نام برد. حال آن كه نبوغ ذاتى و علمى ابن سينا در بسيارى از علوم از جمله طب و فلسفه بلامنازع بود و هم چنين نظم منطقى كه فارابى به فلسفه التقاطى يونان داد، بعدها نيز با حكومت سلجوقيان و مغولان در اوج مدنيت اسلامى، ريشههاى خردستيزى كاشته و قدرت حاكمان ظاهرگرا و كلام متكلمان نمادگرا آبيارى شد كه اين به دنبال خود ركود و خوارى در دنياى اسلام را به دنبال آورد، اوج اين خط فكرى را در دوران صفويه مىبينيم.
در همان سالها كه خرد ستيزى و پژوهش محورى در جامعه اسلامى پرورش مىيافت و امام محمد غزالى يكه تاز علم كلام در جامعه اسلامى شد، فارابى و ابن سينا را به كفر متهم مىكردند. تقريبا هم زمان با غزالى در فرانسه پى ير آبلار (1142م) نخستين روشن فكر بزرگ مدرن، براى خردگرايى ستيز مىكرد و در اين ميان حريفى در سطح خود نداشت.(15) و جالب اين كه خردگرايان و پژوهش مسلكان قرن دوازدهم ميلادى، هم زمان با اوجگيرى خردستيزى در دنياى اسلام، خردگرايى را از مسلمانان آموختند. آدلار دباثى مىنويسد: من از استادان عربم آموختم كه عقل را راهنماى خود قرار دهم، حال آن كه شما به اين خرسند هستيد كه مثل يك اسير، فقط زنجير شمارى از دستورهاى اخلاقى ناقص را به گردن داشته باشيد.(16)
تاريخ نشان داده است، نه فعاليت برنار بلكه جنبش خودگرايى آبلار موتور پيش رفت اروپا و ظهور برنامه نيوتونى و بيكنى شد.(17) اما درجهان اسلام اتفاق ديگرى افتاد. چرا كه جهان اسلام دچار توقفهاى طولانى گرديد و اين ناشىگرى ناشى از نوع نگاه بعضى از انديشمندان يك سويه نگر بوده است. چرا كه تاريخ به ما نشان مىدهد، دين اسلاممانعى براى بالندگى دانش با خود نياورده، بلكه به عكس در دوران شكوفايى اش در قرنهاى سوم تا پنجم انسان گرايى و خودگرايى را در جامعه پشتيبانى و پرورش داده است اما در نهايت نمادگرايان مودر حمايت حاكمان ضد فلسفه و تفكر، به تاريخ جهت دادهاند. پس نبايد انتظا رداشت كه عصيانى، از نوع غرب روى مىداد. هم چنين پشتوانه فرهنگى ايران اسلامى نيز چيزى نيست كه بتوان آن را ناديده گرفت و به عنوان يك تجربه بشرى از آن درگذشت. بارور كردن اين فرهنگ خصوصا در بعد اسلامى آن با ذخيره هايى، همچون: فردوسى، مولوى، سعدى، حافظ، فارابى، ابنسينا، بيرونى، شيخ انصارى، علامه جعفرى، علامه طباطبائى، امام خمينى و... به معنى بزرگداشت بشريت و شكرگزارى خداوند و ايجاد چشمه جوشان ديگرى براى تغذيه جسم و روان جوامع بشرى، در كنار ديگر تمدنهاى بزرگ دنيا است و در حقيقت اينان پايه گذاران بينش و پوياى اند.پژوهش و توسعه
همان طور كه اشاره شد امروزه پژوهش، موتور توسعه است و اين امر هم براى علوم تجربى و هم براى علوم انسانى و بالاخص علوم دينى نيز وجود دارد. و اين امر نه در دانشگاه و نه در پايههاى فرازين تحصيلات حوزوى شروع مىشود.
بلكه از همان آغاز و از مقدمات ابتدا شروع مىگردد. از مولفههاى عمده ترويج روحيه و فرهنگ پژوهش مواردى همچون: ايده سازى، خلاقيت، مساله يابى، مساله آفرينى، مساله جويى، تفكر، تأمل، تحمل، تحليل و سپس تحقيق و عدم توقف و اقناع است.
حوزهها و مراكز دينى نيز در اين باره بايدبه موارد ذيل عنايت خاص داشته باشند:
الف: بازنگرى جدى به واحدهاى درسى و تنوع آنها
ب: بازنگرى جدى به امر تحقيق و متون آموزشى آن
ج: بازنگرى جدى به شيوه تدريس و روش تحقيق
د: بانگرى جدى به ساعتهاى تدريس و روش تحقيق
ه: عنايت خاص به امكانات و تمهيدات تدريس روش تحقيق
و: توجه ويژه به تهيه بانك اطلاعات پژوهشى در ابعاد انسانى و محتوايى
جان مايه كلام اين كه: دنياى امروز دانش در هر حوزه و محوريتى، دنياى پيشتازى در يافتهها، شناختهها و كشفيات است، چرا كه گذشتهها، داشتهها و انباشتهها به تنهايى كافى نيست، اگرچه ذخيره، الفبا و محور فعاليت و جويش و كوشش است. براى يافتن، جستن لازم است و جستن از راه پژوهيدن حاصل مىگردد.
نيتزكى و جان برژ(18) مىنويسد، ملتى كه به پژوهش وتحقيق و اطلاعات اهميت نداد، يعنى نمىخواهد حركت كند واصطلاحاً (ملت متوقف) ناميده مىشود.
پژوهش، ملتها را به حركت در مىآورد و مدارس را زنده و دانشگاهها و حوزهها را بالنده نگه ميدارد. پژوهش، سرمايه هميشگى است چون زاينده و پاينده است و اصطلاحا خودبارور است و اگر در جايى آغاز شود و درست شروع و حمايت شود محال است متوقف گردد. در حقيقت پژوهش قلب آموزش است.
پژوهش سرمايه يك تشكيلات است و گاهى ملتى را ساليان متمادى سرافراز مىكند.
عصر ما را عصر پژوهشهاى علمى پيشرفته نام دادهاند، چون گسترش دانش و فن آورى نوين و توانايى بالاى بشر معاصر در حل معضلات و مسائل جامعه را حاصل پژوهش مىدانند. هر اندازه مسايل جامعه پيچيدهتر باشد، مىطلبد كه پرورش و جلب نيروهاى محقق و ايجاد تشكيلات براى برنامه ريزى در اداره و جهت دان به فعاليتهاى پژوهشى كشور نيز هوش مندانهتر باشد. در حوزه علوم اسلامى و به ويژه حوزه علوم دين با گذر زمان و رخ نمودن مسايل جديد و نياز به پاسخ گويى به سؤالها و شبهات و پيچيدگىها اهميت پژوهش نيز بيشتر خود را نشان مىدهد.
تحقيق همواره بايد با جد و جهد، شكيبايى، مطالعه وسيع، ترديد علمى، علاقه و كاوش پيگير هم راه باشد، به ويژه در اين عرصه برخى از پژوهشها به كشف حل نشده يا رها شده يا از پيش مانده منحر مىشود و بعضى پژوهشها نيز نگرشها و ساختار را اصلاح مىكند و برخى نيز دانش و دانايى را گسترش مىدهد.موانع پژوهش
امروزه در هر منطقه و كشورى موانع متعددى براى تحقيق كردن وجود دارد كه مهمترين موانع را مىتوان در ايران در دانشگاهها و حوزهها به صورت زير برشمرد:
1. موانع علمى
- آموزشهاى ضعيف روشى و كارگاهى در امر پژوهش.
- آموزشهاى عمومى و غير تخصصى و غير رشتهاى.
- آموزشهاى نظرى و غير كاربردى.
- عدم تربيت مدرسان فرهيخته.
- نداشتن بانك اطلاعات مدرسان و استادان ذوفن يا ذوفنون پژوهشى.
- جدا كردن روحيه پژوهش گرى و بسنده كردن به دانش و دانش مندى.
- غلتيدن در كارهاى نظرى و گمان اين كه پژوهش يعنى تاليف و تدوين صرف.
- نداشتن متوليان علمى و كارآمد.
- به روز نشدن مبانى و ساختارهاى پژوهش علمى.
- وجود نداشتن فضاى مناسب تحقيق در بسيارى از زمينهها.(19)2. اعتبارات
- سرمايه گذارى نكردن در زمينه پژوهش.
- هزنيه نكردن بودجههاى پژوهشى مصوب در امر مربوط به پژوهش.
- نا همآهنگى موضوعات و طرحها و بودجههاى مصوب.
- فرايند معيوب ادارى تأمين و پرداخت اعتبارات پژوهشى.3. منابع و ابزار تحقيق
- ضعفهاى بنيادين و بنيادهاى علمى - پژوهشى جوامع در حال توسعه.
- كمبود كتابها و مجلات علمى.
- ضعف كتاب خانهها و مراكز اطلاع رسانى براى پژوهش گران.
- كمبود وسايل و تجهيزات.
- ناتوانى كشورهاى جان سوم در انتشار نتايج تحقيقات.
- كمبود شديد تنوع پژوهش در اين كشورها.4. ساختارهاى آموزشى
موارد مهم و زيربنايى در ساختارهاى حوزوى و دانشگاهى كه به صورت چشمگيرى بر انجام پژوهش علمى تاثير مىگذارند كه شامل موارد زير است:
- انطباق ناقص ساختار و فعاليتهاى عملكردى مراكز آموزشى با فرآيند پژوهش.
- اولويت ندادن به پژوهش در دل آموزش.
- كمبود كادر علمى مجرب پژوهشى.
- بى توجهى به تربيت نيروى تحقيقاتى كارآمد.
- گرايش شديد به تحقيقات نظرى و بنيادى.
- اولويت دادن به مقالات نظرى بر تحقيقات كاربردى.
- نبودن برنامههاى آموزش و پژوهش.
- تقليدهاى كوركورانه و آگاهى ابتدايى از پژوهش.
- نداشتن وقت كافى هيئت علمى به علت اشتغال بيش از حد در امر تدريس.
- سرگردانى، بى اعتنايى و سرخوردگى فراگيران.
- فقدان مكانيزمهاى هم آهنگ كننده.5. نظام آموزشى
- ناكارآمدى واحدهاى درسى.
- تكيه بر منابع پيشين و تدريس و عدم استفاده از منابع روز.
- نبود واحد پژوهش در كنار واحدهاى آموزشى.
- پيروى نكردن نظام آموزشى از روش كارگاهى در پژوهش.
- مشكل زبان انگليسى در بهرهبردارى از پژوهشهاى وارداتى.6. ارتباط داخلى و بينالمللى
- يكى از معضلات مراكز دينى و دانشگاهى كشور ما در موضوع فوق موارد ذيل است:
- نداشتن روابط نزديك با مراكز توليد علم در جهان.
- نداشتن ارتباط مراكز علمى با مراكز توليدى، خدماتى، فرهنگى داخلى.
- پشتيبانى مالى نكردن از ارتباط هيئت علمى با مراكز خارج از كشور به صورت رو در رو.
- بيگانگى مراكز دينى و دانشگاهى با مراكز مشابه و رقيب در خارج.
- غفلت از دست آوردهاى بين المللى موازى و رقيب يا مشابه.
- عدم اطلاع رسانى درست بين المللى پژوهش.7. سياست گذارى
سياست گذارى و روشمند كردن تحقيقات در مراكز دانشگاهى و حوزوى رويه ثابت و معينى ندارند و متاسفانه بيشتر نگاهها حالت رفع تكليفى دارد تا ترغيبى و حتى گاهى نگاه به پژوهش، نگرش غير كارآمدى است تا نگاه اساسى، هم چون:
- نداشتن سياست بلند مدت پژوهشى.
- تصميمگيرى بر اساس پژوهش را در همه امور باور نكردن.
- اقتباس درست نكردن از سياست گذارىهاى موفق برخى كشورها در امر پژوهش.
- نبود سياست واحد در امر پژوهش با حفظ تنوع و حريمها و تعدد رشتهها.نتيجه گيرى
با عنايت به فضاى مقاله و تحولاتى كه در دنياى امروز رخ داده، پرداختين به پژوهش و احياى آن بايسته است. دنياى پر تلاطم علم و دانش امروز در هر زمينهاى نياز به دقت و موشكافى نيازهاى هر عصر، نسل و حتى فصل دارد تا يك محقق حوزه را به سمت و سوى درست هدايت كنند. چرا كه واقعيتهاى مكتوب و مستند نشان مىدهد كه حركت پژوهش مدارى در دنياى اسلام از آغاز طليعه آن مورد احترام، و ترويج بوده و هست و هيچ گاه و در هيچ شرايطى از رونق نيافتاده است.
موضوع يابى در تحقيق خصوصاً در حوزه علوم اسلامى اهميت دارد، زيرا محقق موضوع ياب، تفكر خلاق و ژرف كاو دارد. اين است كه شناسايى مسائل مورد نياز، فراتر از نظريهپردازى است. از اين ره گذر دو شعار مهم مطمع نظر دانشمندان قرار گرفته:
1. پژوهش قلب آموزش است.
2. بدون پژوهش تصميمگيرى نكنيم.
و اين نكته مهم است كه بدانيم كه تحقيق مخصوصاً در اين عرصهها، مستلزم جد و جهد، شكيبايى، مطالعه ژرف، ترديد علمى، علاقه و كاوش مستمر است. گرچه موانع فراوانى نيز در راه پژوهش است كه در اين مقاله به هفت دسته و هر كدام در چند مولفه مورد اشاره قرار گرفت.
سخن آخر اين كه غفلت در ترويج فرهنگ پژوهش فاصلهها را در عصر حاضر دو چندان مىكندو فرهيختگى ملل در هر زمينهاى با توليدات علمى شان سنجيده مىشود. پس بياييم به اين مقوله سنجيدهتر بنگريم.مطبوعات دينى
وابستگى به بودجه عمومى
گفتوگو با محمدجواد صاحبىبا توجه به برگزارى جشنواره مطبوعات دينى در قم گفتوگوى ذيل با جناب آقاى محمد جواد صاحبى مسوول دبيرخانه دين پژوهان كشور صورت گرفته كه به شرح ذيل تقديم مىگردد.
جايگاه و منزلت مطبوعات دينى در جامعه اسلامى چگونه بايد باشد؟
مطبوعات مهمترين رسانه براى ابلاغ هرگونه پيام است. اهميت مطبوعات و تفاوت آن با رسانههاى ديگر آشكار است.
زيرا مطبوعات سند ماندگار مكتوب براى حال و آينده و قابل رويت و استناد براى هميشه مىباشد. از اين رو ارزشى بيش از رسانههاى شفاهى و حتى الكترونيكى دارد. وجه تفريق مطبوعات با كتاب، روزآمد و به هنگام بودن آن است.
براى اينكه مطبوعات ضمن برخوردارى از خصوصيات كتاب، با نيازهاى زمانه پيوند تعامل برقرار مىنمايند و به تعبيرى ديگر، انديشورزان و مخاطبان به داد و ستد مىپردازند. به همين جهت انتخاب قالب و محتوا براى جذب مخاطب و ابلاغ پيام بايد با دقت و سنجيدگى صورت پذيرد.
مطبوعات با وصف دينى از اهميت مضاعفى برخوردارند. زيرا دين و آموزههاى مذهبى امور مقدسى هستند كه روش پژوهش، بيان، ادبيات و اسلوب مخصوص خود را مىطلبد البته اخلاق بايد روح و جانمايه همه حرفهها باشد. اما حضور آن در امور فرهنگى و مطبوعاتى خصوصاً اگر متصف به وصف دينى گرددبايد پررنگتر و بارزتر شود.
تخصص نيز در همه رشتههاى علمى و عملى مهم و راهگشاست اما اين جنبه در زمينه معارف دينى كه با باورهاى مردم مربوط است از اهميت بيشترى برخودار است. حرفه پيام رسانى در اشكال گوناگونآن، چونان پيامبرى بايد آراسته به عدالت، امانتدارى، شجاعت، حق گويى، حق پذيرى و نيك خويى باشد.آسيبها و كاستىهاى مطبوعات دينى را در چه مواردى مىدانيد؟
اصولا دين مجموعهاى از ارزشهاى متعالى است هر شخص يا گروهى كه اين ارزشها را مراعات كند يا انتقال دهد.
كارى دينى كرده است هر چند كه آن كار نام و نشان دينى نداشته باشد. عكس آن نيز صادق است، يعنى بسيارى از آثارى كه با واژگان و اصطلاحات و عناوين دينى مزين مىشوند فاقد روح و حقيقت دينى هستند شمارى از اين كارها خود نقض غرض است يعنى به عنوان نشر و تبليغ دين انتشار مىيابند در حال يكه مايه اتهام دين و دينداران مىگردند و نه تنها كه شبههاى نمىزدايند كه شبهاتى بر اذهان مردمان مىافزايند.
خصوصا آن كه در برخى موارد طرح ناقص و نادرست آموزههاى دينى با ادبيات خشونتآميز، چنان چهره ناخوشايندى از دين ترسيم مىنمايد كه نه فقط مانع از اقبال به دين مىشود بلكه مايه گريز از مذهب و دينداران مىگردد.
هدف و كار مجله و روزنامه و به طور كلى نشريات زمانمند ايجاد ارتباط و گفتمان ميان نويسنده صاحبنظر با مخاطب است. لذا بايد از تشكيل تريبون يك سويه تحكمآميز و متكلم وحده بودن پرهيز شود.
متاسفانه نشريات دينى ما عمدتا غير تخصصى تكرارى و يك طرفه هستند به همين جهت رغبتى در خواننده بر نمىانگيزند. اگر كج سليقگىهاى ديگر از شمار معايب فنى و هنرى هم به آنها افزوده شود چقدر مىتوانند دافعه ايجاد كنند؟
مشكل اساسى مطبوعات ما وابسته بودن آنها به بودجه عمومى است. لذا كمتر دغدغه جذب مخاطب را دارند. البته خود اين وابستگى سبب مصلحت انديشىهاى غير ضرورى و مانع از ابتكار و نوآورى و حقيقت جويى مىشود.
مشكل ديگر مطبوعات دينى ما برخوردارى از مديران غير حرفهاى و پر مشغله است يعنى مسئولانى كه فاقد دانش و مهارت و اشراف لازم هستند گويا مديريت مطبوعاتى به طور كلى تشريفاتى است.
نقص ديگر، عدم رعايت فرصت انتشار است. هر چند فاصله انتشار تعيين شده در روى جلد به صورت دو ماهانه يا فصلنامه قيد مىگردد كه در واقع طولانى است اما اين فاصله با ادغام چند شماره در يك شماره گاه افزايش نيز مىيابد كه بى ترديد سبب سردى و بى انگيزگى در مخاطب مىشود. آسيبهاى ديگرى چون عوامزدگى و ترس از متحجران و غوغاسالاران است كه همواره سبب ركود و رخوت در انديشه دينى بوده است و بدتر از آنها آفت سياست زدگى و منافع حزبى و جناحى و روزمرّگى است كه مانع از رسالت حقيقى اين رسانه گرديده است.از نظر توزيع چطور؟
بله وجود مشكل توزيع بخصوص در منشورات دينى گاه اين كالا را از دسترس علاقهمندان دور مىسازد. اگر چه اين مشكل براى همه نشريات اعم از دينى و غيردينى وجود دارد ولى بايد بپذيريم كه تخصصى بودن مطبوعات دينى و كم شمار بودن شمارگان و مخاطب امر توزيع را غير اقتصادى و دشوار مىسازد لذا تأسيس يك نظام و سازمان منظم و پر انگيزه و تحرك براى حل اين مشكل ضرورى به نظر مىرسد.
پى نوشت:
1) چشم انداز شماره 6.
2) پژوهه شماره 3.
3) نادر قلى قورچيان، برنامه ريزى استراتژيك، تهران: واحد علوم و تحقيقات، 1379.
4) سيد محمد مقيمى، جلسه انديشگان پيرامون استاندارد سازى، تهران: معاونت برنامه ريزى وزارت آموزش و پرورش، 1382.
5) نيل پستمن، زندگى در عيش، مردن در خوشى، ترجمه دكتر طباطبايى، انتشارات سروش 1378.6) 6991.Terence Dealey The Economic Laws of scientific research, Macmillan press, London,
7) محمد على طوسى، سياست گذارى در نظامهاى آموزشى، تهران: واحد علوم و تحقيقات دوره دكترى 1378.
8) نادر قلى قورچيان، برنامه ريزى استراتژيك، ص 38.9) Gerald Holton, Science and Anti- Science.Harvard University press, cambrige.
Massachusetts, 40391.
10) Richard pring)0002( philosophy of Education Research11) برگرفته از مقاله جعفر رحمانى، ماهنامه پرسمان، سال 82.
12) ميگر، نظارت و راهنايى تعليماتى، ترجمه دكتر بهرنگى(بينا)، 1376.
13) جوئل، ل، كرمر، احياى فرهنگى در عهد آل بويه، انسان گرايى در عصر رنسانس اسلامى(تهران: مركز نشر دانشگاهى، تهران 1375)، ر.ك: رضا منصورى، ايران، 1427، ص 25، نشر طرح نو 1377.
14) عبدالهادى حائرى، نخستين رويارويىهاى انديشه گرايان ايران با دو رويه تمدن بورژوازى غربى(تهران: انتشارات اميركبير 1372) ر.ك. رضا منصورى، ايران 1427.
15) ژاك لوگوف، روشن فكران در قرون وسطى، نشر مركز، تهران، 1376.
16) همان، ص 71.
17) جوئل، ل،كرمر(منبع1).
18) گرى گرادنيتزكى جان برچ، مديريت سيستمهاى اطلاعاتى، ترجمه: منوچهر غيبى تهران، انتشارات مديريت دولتى 1376.
19) سعيد امينى نيك، مريم ميرشمس، مظفرى، پژوهش در ايران(تهران، مجله گلشن جامعه 1381).