اسامي شماري از شهيدان خرداد خونين 42

درباره‌ي شمار قربانيان قيام خرداد ماه 42 ديدگاه‏هاي گوناگون و متفاوتي ديده مي‏شود. رژيم شاه همه‌ي كشته‏هاي آن قيام را 86 تن و زخمي‏ها را 150 نفر اعلام كرد! برخي از خبرگزاري‏هاي خارجي شمار كشتگان را بيش ‏از هزار نفر برآورد كردند. مردم كوچه و بازار كه در صحنه‌ي قيام و درگيري حضور داشتند و با چشم خود ديدند كه چگونه تظاهرات كنندگان جان بركف همانند برگ خزان بر زمين ريختند، شمار شهيدان آن روزهاي خونبار را بالغ بر پانزده هزار تن روايت كردند.
در اسناد پشت‏پرده‌ي رژيم تنها نام 123 تن از كشته‏ها و زخمي‏هاي قيام خردادماه آمده است كه شمار كشته‏ها بالغ بر 53 تن مي‏باشد. در ديگر گزارش‏ها و اسناد پراكنده، نام برخي ديگر از كشتگان آن روزها ديده مي‏شود كه در ليستِ 123 تنِ بالا نيامده است. شهرباني كل كشور شمار جنازه‏هايي را كه در تاريخ 15 و 16 خرداد به گورستان تحويل داده‏اند، 80 تن گزارش كرده، اما نام‏هاي آنان را نياورده است.

گزارش مورخ 18/4/42 ساواك نشان مي‌دهد كه استواري به نام رضا ديوانه از كلانتري 6 خيابان مولوي به تنهايي 60 نفر از مردم بي‌گناه را كشته است.
به رغم كنكاش و كاوشي كه تاكنون انجام شده است، آمار دقيق و درستي از شهيدان و زخمي‏هاي قيام 15 خرداد به دست نيامده و به نظر مي‏رسد كه در اسناد و گزارش‏هاي پشت‏پرده اسامي كامل آنان هرگز به ثبت نرسيده است.
اين نارسايي در آمار شهيدان و زخمي‏هاي 15 خرداد و ناآگاهي و بي‏اطلاعي از نام و نشان آنان از آنجا ناشي مي‏شود كه:
1ـ رژيم شاه براي اينكه ژرفاي جنايت و قساوت خود را در كشتار بي‏رحمانه‌ي مردم در قيام خردادماه از ديد ملت ايران و جهان پوشيده نگه دارد، بسياري از كشته‏ها و حتي زخمي‏ها را كه در خيابان‌ها افتاده بودند، پيش از آنكه به بيمارستان‌ها و يا پزشك قانوني انتقال يابند و مورد شناسايي قرار گيرند، در كاميون‏ها ريختند و در نقاط دوردست، در گورهاي دسته‏جمعي مدفون كردند و بدين‏گونه آنان را در جرگه‌ي سربازان گمنام اسلام و ايران درآوردند.
2ـ برخي از خانواده‌ي شهيدان از بيم پيگرد شديد رژيم شاه و براي اينكه گرفتار زندان، ساواك و بازجويي‏هاي آزاردهنده و شكنجه‏هاي توانفرسا نشوند، خبر شهادت يكي از بستگان خود را در قيام 15 خرداد، هرگز بازگو نكردند و مرگ آنان را به علت تصادف و ديگر رويدادهاي غيرطبيعي نماياندند. اين پنهانكاري موجب شد كه برخي از شهيدان آن قيام تا به امروز ناشناخته بمانند.
3ـ برخي از شهيدان خردادماه از اهالي شهرها و روستاهاي دوردست بودند و خانواده‏هاي آنان هرگز از سرنوشت آنان نتوانستند خبر يا نشاني به دست آورند، از اين‏رو، آنان را از افراد مفقود الاثر به شمار آوردند؛ و بدين‏گونه تنها از شهيداني نام و نشاني به جا ماند كه مردم توانستند آنان را از صحنه‌ي درگيري بيرون ببرند و به بيمارستان‌ها برسانند و يا به گورستان تحويل دهند كه نام آنان در دفتر بيمارستان و يا گورستان به ثبت رسيد و يا برخي از خانواده‏هاي شهيد، نام آنان را اعلام كردند.
اكنون نام‏هاي برخي از شهيدان قيام خرداد 42 كه تاكنون به دست آمده است در پي مي‏آيد، با اعتراف به اينكه شهداي آن قيام خونين به مراتب بيشتر از آن است كه در اين فرگرد نشان داده شده است:

نام نام خانوادگي شغل
حكيمه ابوالحسني
زهرا ابوالحسني
جواد اجاقيان شيشه‏بر
ملكه احيائي
ابوالقاسم اردستاني كهنگي كشاورز
شريفه ارميده
علي استادهاشمي نجار
عبدالله اشعري خياط
محمود اعرابي‏جوشقاني فروشنده
بتول افخمي‏قمي
حسين افسر كشاورز
عباس اقليمي كارگر
سكينه بديري
علي‏اصغر برج
عباسعلي برخورداري بنا و معمار
قاسمعلي برخورداري بنا و معمار
امرالله برزين
سكينه برومندپاك
كبري بهرامي
بتول بيگدلي
ارسلان بيگلري كشاورز
باختر بيگلري كشاورز
حيدر بيگلري كشاورز
زراره بيگلري كشاورز
زياد بيگلري كشاورز
علي بيگلري كشاورز
نصير بيگلري كشاورز
محمدعلي پرمور گل‏فروش
اسدالله پروا (قنادي) دانش‏آموز
اسماعيل پروانه
محمدعلي پروانه دانش‏آموز
مرتضي پهلواني دانش‏آموز (چهارده ساله)
نصرالله پهلواني
محمدحسين تشكري كارگر
ملوك تكثيرزن
عباس توانا دانش‏آموز
روح‏انگيز جاويدي
فاطمه جدالي‏سلطاني
عنايت‏الله جراپنان كاسب
فاطمه جهانگيري
محمدرضا حاج آخوندي
مرصع حاج قنبري
اصغر حاج محمدزاده مبل‏ساز
اسماعيل حسني درشكه‏چي
سيديونس حسيني غوزيني روحاني
حسن خاني كشاورز
شكرالله خبازها دانش‏آموز (سيزده ساله)
يحيي خمسه‏اي خياط
عبدالرحيم خوش‏تقاضا كارگر (نانوا)
محمد خوش‏لهجه دانش‏آموز
احمد دسترس دانش‏آموز
خليل دستغيب‏سربي دانش‏آموز
صديقه دهقاني
عزت‏الله رجبي‏اناركي كشاورز
كريم رحيمي كارگر
شهباز رسولي كشاورز
عبدالرحمن رسولي كشاورز
عبدالله رضائي‏نادرخاني
ناصر زادقناد راننده تاكسي
علي زارعي
احمد زالپايي سه‏گانه دانش‏آموز (سيزده ساله)
مولود زلفي‏بلگيجاني
عبدالله زوارفرد نقاش
كاظم زوارفرد
مسعود ستوده‏نياكراني كفاش
احمد سروري
رحيم سليماني
محسن سليماني كفاش
نورالله سليماني آهنگر و جوشكار
سارا سياح
سيد رسول شاه جعفري عطار
غلامحسين شاه‏قلندري بنا و معمار
مجتبي شجري كارگر
حسن شمشيري تهراني فروشنده
علي‏اكبر شيرخدا كارگر
هوشنگ صادق
محمد صفائي فروشنده
زهرا طاهر رفتار
سيد مرتضي طباطبائي رفيعي كشاورز
حسن طوسي بنا و معمار
حاج محمدرضا طيب بارفروش ميدان
محمدعلي عباسي حلبي‏ساز
محمود عباسي‏زاده بنا و معمار
حسن عباسي‏فرد ريخته‏گر
جعفر عرب‏مقصودي كشاورز
علي عسگريان كشاورز
مصطفي علي عسگري كارگر
صديقه فرزيني
علي فرهادي‏بجاربنه
محمدعلي فياضي‏نور
احمد فيروزي
غلامرضا قائيني دانش‏آموز
غلامحسين قائيني‏گوارشكي كارمند وزارت كشاورزي
رستم قاسمي كشاورز
ابراهيم قاسمي‏فخار كارگر
علي‏محمد قديرزاده كاشي كارگر
عباسعلي قراگوزلو فروشنده
علي اكبر قره‏گوزلو
ابوالقاسم كاظم‏زاده
فاطمه كامه
ابراهيم كرماني جمكراني باتري و دينام‏ساز
رقيه كلواني
حسن كلهر كشاورز
عباس گلرو پارچه‏فروش
علي‏اكبر گل‏محمدي خواربار فروش
صمد متحير راننده
رحيمه مجاهد
سيدمرتضي مجتهدزاده روحاني
فضل‏الله محمدخاني
يدالله محمدخاني پلاستيك ساز
مسعود محمدي دانش‏آموز (7 ساله)
غفار مددي
امير معصوم‏شاهي خواربار فروش
قاسم مكاري نجار
ابوالحسن ممتازآباد كفاش
عادل موتعلميان
مظفر موسوي‏لاري روحاني
سكينه مهابادي
اسماعيل مهدويان كارگر
محترم مهدي ملايري
فخري ميرزا حسن
محمدقلي نادري كارگر
محمد نصيراسلامي
كاظم نصيرزاده
احمد نيكومنظر
محمدحسين وطن‏پرست كفاش
خديجه وقايعي