انقلاب اسلامي، رژيم صهيونيستى و استراتژى جنگ پستمدرن
مهدى رجبي[145]
جنگ پست مدرن نبردى است كه استراتژى مسلط و وجه غالب در آن، استفاده از ابزار و اقدامات نرمافزارى با بهرهگيرى از تكنولوژى پيشرفته ميباشد. در اين جنگ، از اقدامات سخت افزارى به صورت تاكتيكى و مقطعى در درون استراتژيهاى نرم افزارى استفاده ميشود. از آنجايى كه در برنامههاى رژيم صهيونيستى سياست و نظاميگرى در خدمت امنيت ايدئولوژيكى و قومى است، مطالعات و تحقيقات تكنولوژى جهانى شدن، توسعه و پيشرفتهاى علمي، رايانهاى و رسانهاى و كليهى امكانات مربوط به دستاوردهاى جديد در خدمت اين اهداف قرار خواهد گرفت.
وارد شدن اسرائيل به عرصهى جنگ پست مدرن، در حقيقت درگير كردن غير نظاميان در عرصهى نبرد، به وجود آوردن محيط نظامى و آموزشى جديد با استفاده از فضاهاى مجازي، گسترش سلاحهاى پيشرفته و غير متعارف نظير سلاحهاى اتمي، شيميايي، بيولوژيك و... در راستاى ايجاد ترس و وحشت براى اعمال سياست بازدارندگى و تحميل خواستههاى خود ميباشد.
از ويژگيهاى نبرد پست مدرن حضور در عرصهى نبرد واژهها و جنگهاى مجازى و تأثير رسانهها بر سرنوشت نبرد، به كارگيرى علوم رايانهاى و سرمايهگذارى وسيع در زمينهى ايجاد مراكز انيميشن سازي، توليد بازيهاى كامپيوترى و غيره است كه در آن به نوعى چهرهى دشمن مخدوش و جبههى خودى مظلوم نشان داده ميشود.
تحولات اخير در حوزههاى مختلف علوم و تكنولوژى كه از آن تحت نام «جهانى شدن» ياد ميشود تأثيرات مختلفى را در عرصههايى نظير اقتصاد، فرهنگ، اطلاعات و تكنولوژي، امنيت و محيط زيست و نفوذ سازمانهاى غيردولتى در زندگى مردم به وجود آورده است. اين فضاى جديد براى اسرائيل به عنوان كشورى پيشرفته و متأثر از كمكهاى مالى و تكنولوژيكى امريكا و ساير كشورهاى اروپايى شرايط جديدى فراهم ساخته است كه بيترديد در اين شرايط سياستهاى تجاوزطلبانه و نظاميگرى اين رژيم نسبت به گذشته، تغييرات عمدهاى خواهد كرد.
شناخت اين تغييرات براى جمهورى اسلامى به عنوان پرقدرتترين كشور اسلامى در مقابله با سياستهاى رژيم صهيونيستى يك ضرورت ترديد ناپذير خواهد بود. نوشتهى حاضر در پى آن است تا با بررسى استراتژيهاى اسرائيل در جنگ پسا تجدد (پست مدرن)، ابعاد سياست جديد اين رژيم را در برخورد با جهان اسلام، مسائل منطقه و در رأس همه ايران، تا حدودى مشخص نمايد و عرصههاى جديدى كه به يمن فنآوريهاى نوين براى سياستهاى اسرائيل گشوده شده است را تجزيه و تحليل كند.پسا تجدد و فضاى عصر جديد
اگرچه ارائهى تعريف دقيق از مفهوم پسا تجدد (پست مدرن) با توجه به برداشتهاى متنوع و وجود مجموعهاي از جريانات فلسفي، فرهنگي، سياسى و كلامي، كار پيچيدهاى است، اما اغلب متفكرينى كه به اين دوره معتقد بوده يا آن را به نقد كشيدهاند، علائمى را براى عصر پست مدرن و تفاوت آن با دورهى مدرنيته ذكر ميكنند كه عمدهترين اين علائم عبارتنداز: ظهور دولت رفاهى در اقتصاد، ظهور كاتلها و تراستهاى عظيم صنعتى و شركتهاى چند مليتي، تضعيف نقش دولت ـ ملت در تعيين سرنوشت ملتها، دگرگونى در فضاهاى سنتى و اجتماعى و ظهور فرهنگ و روابط اجتماعى جديد، متزلزل شدن اقتصاد ملى و جايگزينى يك اقتصاد جهاني؛ تحقق انقلاب در فنآورى اطلاعات و ارتباطات، دگرگونى در محيط زيست جهاني، تعارض ميان فرهنگها، جهانى شدن تكنولوژى ارتباطات و داده پردازي، ظهور چارچوبهاى نظارتى پرقدرت بينالمللى مانند سازمان عفو بينالملل، حقوق بشر و...
اين علائم نشان دهندهى گذار عصر به دورهى جديدى است كه از ديدگاه بسيارى از متفكرين بنمايههاى اين دوره با دورهى مدرنيته كاملاً متفاوت است. در رأس بن مايهى عصر جديد گسترش فضاهاى ذهنى و جايگزينى ذهنيتها بر عينيتهاست. اگر در مدرنيته، عينيت و تجربه خميرمايهى بسيارى از ديدگاههاى فكري، فلسفى و علمى بود، درپست مدرن اين فضاهاى مجازى است كه اهميت پيدا ميكند، زمان و مكان جاى خود را به فضا ميدهد. اگر دولت ـ ملت واحد سياسى حقيقى براى بررسيهاى مدرنيته بود در عصر پست مدرن جهان به عنوان يك واحد سياسى مورد توجه و برنامهريزى قرار ميگيرد.
در پست مدرن اصول و قواعد از پيش فرض شده و ثابت ديگر وجود ندارد. در اين خصوص ژان فرانسوا ليوتار مينويسد:يك هنرمند يا نويسندهى پست مدرن در مقام يك فيلسوف، متنى كه مينويسد و اثرى كه خلق ميكند از نظر اصول تحت هدايت قواعد از پيش تثبيت شده قرار ندارد و نميتوان در مورد آنها مطابق با حكم ايجابي، يا به كار بستن مقولات آشنا در متن يا اثر هنرى قضاوت نمود... بنابراين هنرمند و نويسنده، بدون قواعد براى تدوين قواعدى براى آنچه كه انجام خواهد يافت، كار ميكند... پست مدرن را ميبايد بر اساس پارادوكس آيندهى پيشين درك نمود.
تفاوت بنيادين مدرنيته و مابعد مدرنيته را ميتوان در جدول زير تا حدودى نشان داد:
تفاوت مدرنيته و مابعد مدرنيته[146]
در فلسفه؛مدرنيته مابعد مدرنيته (پست مدرن)
مونيسم (وحدت گرايي) پلوراليسم (كثرت گرايي)
ماترياليسم (مادى نگري) نگرش نشانه شناختيدر رسانهها؛
دنياى چاپ؛ الكترونيكهاى باز توليدي
تحول سريع نورى / تحول جهانيدر سياست؛
دولتهاى ملى (ملت ـ دولتها) مناطق (پيكرهها) واحدهاى فراملي
اقتدارگرا دمكراتيك
اجماع اجماع مورد مناقشه
برخورد طبقات مسائل جديد در دستور كار، سبز هادر فرهنگ؛
تأكيد بر كاربرد كلمات صحيح (لفظ قلم نويسي) رمزگذارى مضاعف، زبان دوگانه
نخبه گرايى نخبه / گفتگوى تودهاي
با توجه به علائم مذكور و فروريختن ساختارها و تحول در تصورات و مفاهيم قطعى تلقى شده و شكلگيرى هويت جديد، عدهاى معتقدند كه درگيريهاى آينده از جنبهي كلى در دو شكل عمده بروز خواهد كرد:
1ـ درگيريهاى هويتي؛ اين درگيرى ناشى از تحولات گسترده در حوزهى اطلاعات و گسترش روز افزون رسانهها و رخنهى آنان در زندگى خصوصى و خلوت انسانها بوده و همين امر سبب گرديده تا هويت نيز مانند بسيارى از مسلمات زندگى گذشته، دستخوش بحران و در معرض چالش قرار گيرد. موضوع تابعيت، ارزشها و باورهاى شخصى و اجتماعي، خرده فرهنگها، سنتها و هنجارها، دين و مذهب و بسيارى از مقولات مطرح در حوزهى هويت فردي، اجتماعى و دينى و نقشهاى اجتماعى افراد، دچار دگرگونيهاى شديد شود.
به گونهاى كه ديگر امكان جلوگيرى از نفوذ فرهنگهاى رسانهاى براى مقابله با فرهنگهاى ملى و بومى ازطريق دولت به سختى ميسر خواهد بود.
2ـ درگيريهاى امنيتي؛ درگيريهاى امنيتى در عصر پسا تجدد، عموماً به حوزهى مسائل امنيتى و اطلاعاتى و در رأس آن مقولهى جاسوسى و ارسال اطلاعات و روش جمعآورى اطلاعات باز ميگردد.
اگر حرفهى جاسوسى و جمعآورى اطلاعات در گذشته از طريق نفوذ، استخدام جاسوس، خريد اطلاعات و مسائلى از اين قبيل انجام ميگرفت، امروزه با پيشرفتهاى علمى و تكنولوژيكى و از همه مهمتر ظهور سايتهاى اينترنتى امكان ارسال اطلاعات دور از چشم شبكههاى ضد جاسوسى كشورها، به اشكال عادي، رمزى و غيره يك امر عادى تلقى ميشود. با اين تفاصيل، مسألهى حيطهبندى اطلاعات و شيوهى مقابله با جاسوسيهاى پست مدرن يكى از مسائل عمدهى امنيتى براى كشورهايى است كه به دلايل مختلفى در معرض هجوم اطلاعاتى قرار دارند.
به كارگيرى فنآوريهاى جديد از سوى سازمانهاى جاسوسى سبب گرديده تا ملزومات اين فعاليتها نيز دچار دگرگونى گردد. شيوهى اتصال به شبكههاى جاسوسي، حجم اطلاعات، كار تحليل، سهولت دسترسى به جنگ افزارهاى متكى به فنآورى عالى و تجهيزات ارتباطى به طور كلى نه تنها شيوههاى مقابله با جاسوسى بلكه معضلات بزرگى چون، سازمانهاى تروريستي، باندهاى مواد مخدر و خلاصه بسيارى از شبكههاى براندازى كه مخل امنيت ملتها هستند را دچار دگرگونى نموده است.
اين دو حوزهى درگيرى به ما نشان ميدهد كه عصر جديد را ديگر نميتوان با مفاهيم سنتى گذشته مورد تجزيه و تحليل قرار داد. استراتژيهاى جنگ مابعد مدرنيته، استراتژيهاى پيچيدهاى است كه تاكتيكهاى آن مبتنى بر فنآورى جديد، جنگهاى خيالي، جنگهاى رايانهاي، جنگ سيبرنتيكي، جنگهاى اطلاعاتي، جنگهاى اينترنتي، درگيرى مغزها و مفاهيم اساسى چون اينترنت، ماهواره، رايانه، ژنتيك و امثال ذلك است.
در جنگ مابعد مدرنيته، استراتژى مسلط و وجه قالب در آن استفاده از ابزار و قدرت نرم افزارى در فضاهاى مجازى است. استفاده از سخت افزارها، محدود و مقطعى بوده و صرفاً سياستهاى موردى در دلِ استراتژيهاى كلى نرم افزارى است. اگر در جنگهاى گذشته استراتژى مسلط، اقدامات سخت افزارى نظير انهدام دشمن در روى زمين، تسخير مواضع جغرافيايى و نابودى قدرت و توانايى مادى و سرنگونى يك حاكميت از طريق عمليات نظامى يا براندازى بود، در عصر مابعد مدرنيته همهى اين استراتژيها در سياستهاى نرم افزارى ساماندهى خواهد شد.
چشماندازهاى كلى جنگ مابعد مدرنيته به ما هشدار ميدهد كه رژيم صهيونيستى به عنوان بزرگترين خطر صلح و امنيت كشورهاى منطقهى خاورميانه و در رأس آن ايران، در دهههاى آتي، استراتژيهاى خود را در اجراى سياستهاى نظاميگرى براى حفظ هويت قومى ـ مذهبى خود بيترديد دگرگون خواهد كرد.
در آيندهي بسيار نزديكى بايد شاهد ظهور تحولات جديدى در سياستهاى نظامى گرايانهى اسرائيل باشيم، كه ماهيت و كيفيت آن بيترديد با آنچه كه در سياستهاى گذشتهى اين رژيم وجود داشته، متفاوت خواهد بود. اين علائم را ميتوان در سياستهاى دههى اخير رژيم صهيونيستى به نحوى مشاهده كرد.
دگرگونى ديدگاههاى رژيم صهيونيستى را با توجه به تحولات جهانى شدن ميتوان در چشماندازهاى زير مورد مطالعه و توجه قرار داد:1ـ چشماندازهاى علمى و تكنولوژيكي،
2ـ چشماندازهاى مالي،
3ـ چشماندازهاى رسانهاي.چشم اندازهاى علمى و تکنولوژيكي
سرمايهگذارى در بخش تحقيقات و پژوهشهاى علمى و صنعتى و رشد و توسعه در حوزهى علوم و تکنولوژي، از ويژگيهاى منحصر به فرد رژيم صهيونيستى نسبت به همسايگان خود ميباشد. چنان كه اين رژيم در پژوهشهاى علمى 70 برابر و در ثبت اختراعات، بيش از هزار برابر در مقايسه با اعراب كارايى دارد. حجم صادرات رژيم صهيونيستى از فنآوريهاى پيشرفته طى سال 2000 ميلادى 7 ميليون دلار بوده است[147].
اين رقم ناشى از ساخت متفاوت اقتصادى و صنعتى و نيز دورنمايى است كه رهبران اين رژيم ترسيم نمودهاند.
رهبران رژيم صهيونيستى از بدو اشغال فلسطين در پى آن بودند تا اين كشور را متفاوت با كشورهاى عربى منطقه ساخته و آن را همسان كشورهاى پيشرفته در آورند. لذا تمام سعى خود را در ايجاد خود باورى و تلاش در جهت رشد و توسعه مصروف نمودند. تشويق به كار در مزارع كشاورزى و سرمايهگذارى در حوزهى صنعت، از عواملى نبودند كه صهيونيستها را از وارد شدن در زمينهييهاى تحقيقات كشاورزى و صنعتى و ساير حوزههاى پژوهشى غافل نمايد.
صهيونيستها، پس از پشت سر گذاردن جنگهاى متعدد بر آن شدند تا با سرمايهگذارى در بخش فنآوريهاى نوين، علاوه بر كاهش هزينههاى نظامي، ماشين را جايگزين انسان نموده و هر چه بيشتر تلفات خود را به دليل محدوديتهاى نيروى انساني، نسبت به اعراب كاهش داده و تلفات بيشترى را به دشمنان تحميل نمايند. در حوزهى امنيتى نيز آنها سعى ميكنند تا تكنولوژى پيشرفته را در سازمانهاى امنيتى خود به كار گيرند و در اين راستا در طى ادوار مختلف، سازمان جاسوسى رژيم اشغالگر قدس موساد، در صدد استخدام گستردهى متخصصان رايانهاى بر آمده است. رژيم اشغالگر قدس براى تقويت توان اطلاعاتى در فنآوريهاى مرتبط با اينترنت و داده پردازى سيستمهاى موساد، به روشهاى مختلف، اقدام به جذب نيروهاى جديد كرده است.[148]
پيشرفته كردن صنايع و تجهيزات داخلي، ساخت و فروش قطعات سخت افزارى و برنامههاى نرم افزارى و كسب در آمد سرشار در اين حوزهها و حضور در بازارهاى بينالمللى از ديگر اهداف رژيم صهيونيستى در سرمايهگذارى در بخش فنآوريهاى نوين ميباشد. در حال حاضر سرمايهگذارى در بخش فنآورى رايانهاى سبب گرديده تا بيش از 4800 شركت متخصص در فنآورى مدرن و نرم افزارى پيشرفته در خدمت رژيم صهيونيستى باشند، كه بيشتر اين شركتها در مجتمع صنعتى تكنيون[149] در حيفا و وايزمن[150] واقع در تل آويو فعاليت دارند كه مطابق با آمار منتشره توسط رژيم صهيونيستى ارزش صادراتى و نسبت رشد سالانهى آنها در سالهاى اخير بالغ بر 6 درصد ميباشد. اين شركتها بيشترين فعاليت خود را به طور مستقيم در زمينهى فنآورى نظامى و برنامهريزى براى ايجاد شبكههاى ارتباطى نظامى و شركتهاى داخلى و خارجى و همچنين ساخت سلاحهاى مدرن و عمليات جاسوسى در سطوح بينالمللى متمركز كردهاند.[151]
صهيونيستها با سرمايهگذارى بر فنآورى نوين و فعال نمودن شركتهاى متعدد در زمينهى تكنولوژى جديد علاوه بر كسب در آمد، توانستهاند اهداف نظامى و امنيتى خود را پيگيرى نموده و سطح علمى كشور را نيز در مقايسه با سايرين، حتى كشورهاى توسعه يافته بالاتر برند چنان كه در اين زمينه انريكو لتا وزير صنايع و تجارت خارجى ايتاليا در نخستين اجلاس همكاريهاى علمى و فنآورى ايتاليا و اسرائيل، در خصوص تواناييهاى آن رژيم بيان ميدارد: اسرائيل در بسيارى از موارد مربوط به اقتصاد جديد از ما جلوتر است.[152] برخى از تواناييهاى رژيم صهيونيستى در حوزهى تكنولوژى عبارتند از: الكترونيك ارتباطات راه دور، مواد اوليه براى بخشهاى مربوط به فضانوردي، توليد خودرو، همچنين نرم افزار براى امنيت و سيستمهاى كنترلي.
توجه ويژهى رژيم صهيونيستى به موضوع استفاده از فنآورى در راستاى نظامى تا بدانجا امتداد يافته است كه آن رژيم قبل از حملهى امريكا به عراق كه به سقوط صدام منجر گرديد، از بيم حملات احتمالى عراق، نسبت به ايجاد مدارس مجازى در تل آويو اقدام نمود. تا در صورت آغاز جنگ عليه عراق آموزش را از طريق رايانه ادامه دهند.[153]
اين اقدام، نمادى از توسعه استفاده از رايانه و فراگير بودن اين صنعت در سرزمين اشغالى ميباشد. اما فنآوريهاى نوين علاوه بر آنكه فرصتهاى پيشرفت صنعتى و اقتصادى را در اختيار اشغالگران گذاشت، تهديدات جديدى را نيز متوجه اين رژيم نموده است. رژيم صهيونيستى در طول نبردهاى پيدا وپنهان خود با فلسطينيها توانسته بود با استفاده ازروشهاى سانسور خبرى و در اختيار داشتن رسانههاى متعدد دولتى و فرامرزى به شيوه دلخواه خود، چهرهاى منفى از مبارزان فلسطينى در نزد اذهان عمومى در داخل و خارج آن كشور ايجاد نمايد و علاوه بر آن، اقدامات خشن نظاميان خود را نيز پنهان نمايد. اما به يمن فنآورى جديد، سازمانهاى مبارز فلسطينى نيز با ايجاد سايتهاى اينترنتي، اقدام به روشن ساختن مواضع خود و نيز چگونگى اقدامات رژيم صهيونيستى در عرصهى مقابله با فلسطينيان نمودند و اين اقدامات در حوزه «جنگ پست مدرن» بر صهيونيستها بسيار گران آمده و آنان را وادار نمود تا به پايگاههاى اينترنتى جنبش جهاد اسلامى فلسطين حمله و آن را از كار اندازند. به گفتهى منابع جنبش، سايت اينترنتى جهاد اسلامى به آدرس: www.JIhadislami.com در يك اقدام همسو با ديگر فعاليتها، جهت خاموش نمودن صداى آزاديخواهى مردم مسلمان فلسطين مورد حمله قرار گرفته است. اشاره ميشود پايگاه اينترنتي: www.qudsway.com يكى ديگر از پايگاههاى اينترنتى جنبش جهاد اسلامى فلسطين به رغم آنكه تاكنون چندين بار مورد حملهى صهيونيستها قرار گرفته و گروه فشار صهيونيستى جنجال گستردهاى را عليه آن به راه انداختند. همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهند.[154] اين گونه اقدامات نشان از گشوده شدن جبههاى جديد در مقابل رژيم صهيونيستى دارد كه تاكنون آن رژيم در آن كمتر درگير بوده و از اين ناحيه احساس خطر مينموده است. همچنين رفتار آن رژيم در بستن سايت مبارزان فلسطينى گوياى تأثيرى است كه رسانههاى جديد الكترونيكى در سرنوشت نبرد دارند.چشم اندازهاى مالى
همانگونه كه ذكر شد مسائل مالى از آن جهت در يك جنگ پست مدرن حائز اهميت ميباشد كه بررسى آن ميتواند از سويى عمق و سرعت پيشرفتهاى علمى و تكنولوژيكى را هويدا ساخته و از سوى ديگر نوسانات، اختلالات و وابستگى به در آمد خاص را كه ميتواند آيندهى كشور را در برابر مشكلات و فشارها دچار آسيب نمايد، نشان ميدهد. اما اقتصاد رژيم صهيونيستى در ميان كشورهاى منطقه و نيز بسيارى از كشورهاى خارج از منطقه، داراى شكوفايى منحصر به فردى است. اين موضوع شامل توليد ناخالص ملى و رشد قدرت خريد اشغالگران ميباشد. تا جاييكه در مقاطع خاص زماني؛ اقتصاد آن رژيم همتاى اقتصاد امريكا رشد داشته و توانسته جايگاه مناسبى را در ليست درجهبندى توسعه اقتصادى به خود اختصاص دهد. آخرين گزارش برنامهى رشد سازمان ملل موسوم به «گزارش رشد بشرى سال 2001» نشان ميدهد كه رژيم صهيونيستى در سطح اقتصادى بسيار بالايى قرار دارد و توليد ناخالص ملى آن در سال 1999 به بيش از 100 ميليارد دلار (دقيقاً 8/100 ميليارد) رسيده است كه قدرت خريد كلى را به 6/112 ميليارد دلار ارتقا داده، تا قدرت خريد فردى از اين توليد، بر اساس معادلهى مربوطه به 18440 دلار برسد. ميانگين رشد سالانهى فردى از توليد ناخالص ملي، بين سالهاى 1975 تا 1999 يعنى در دورهاى كه اقتصاد جهانى از ركود رنج ميبرد، 2 درصد عنوان شد. ميانگينى كه همتراز با ميانگين رشد ايالات متحدهى امريكا قرار دارد. رژيم صهيونيستى در ليست درجهبندى توسعهى بشري، رتبهى بيست و دوم را بين 162 كشور جهان در اختيار دارد.[155]
توسعه و شكوفايى اقتصاد رژيم صهيونيستى در چارچوب مرزهاى اين كشور محصور نشده و آن رژيم توانسته است با حضور قدرتمند در بازارهاى تجارى دنيا، رقيب قابل ملاحظهاى براى كشورها و شركتهاى بزرگ دنيا در عرصههاى مختلف كشاورزى و صنعتى باشد. علاوه بر آن توانسته است با توسعهى روابط تجارى و سرمايهگذارى در اقصى نقاط دنيا، سود سرشارى را از ناحيهى اعزام كارشناسان و انتقال دانش فنى و صدور فنآورى نصيب خود نمايد. براى مثال طى دهههاى شصت و هفتاد ميلادى 1500 كارشناس رژيم صهيونيستى در كشورهاى آفريقايى حضور داشتند. رژيم صهيونيستى 6200 كار آموز آفريقايى را در زمينهييهاى مختلف براى آموزش در فلسطين اشغالى پذيرفت. همچنين شركتهاى مهندسى و صنعتى رژيم صهيونيستى هم با امضاى قراردادهاى تجارى در آفريقا، صدها ميليون دلار سود بردند. به نحوى كه حجم واردات رژيم صهيونيستى از آفريقا از 410 ميليون و 500 هزار دلار در سال 1970 به 190 ميليون و 900 هزار دلار در سال 1980 و به 246 ميليون و 400 هزار دلار در 1993 رسيد. حجم صادرات رژيم صهيونيستى به آفريقا نيز طى سالهاى فوق الذكر طى سير صعودى از 30 ميليون و 100 هزار دلار به 137 ميليون و 800 هزار دلار و دست آخر به 335 ميليون و 700 هزار دلار رسيد.[156] روند صعودى رشد سرمايهگذارى رژيم صهيونيستى در كشورهاى آفريقايى همسو با ديگر تحولات مثبت اقتصادى آن رژيم نشانگر چشمانداز مثبت مالى است. اما اگر بخواهيم نگاهى همه جانبه به مسائل اقتصادى و مالى رژيم صهيونيستى داشته باشيم ضرورت دارد تا به وابستگى اقتصاد آن رژيم به كمكهاى خارجى نظرى بيفكنيم چنان كه وابستگى به يك محصول و يا در آمدى خاص خود ميتواند آسيب پذيرى كشور را در حوزههاى مختلف سبب گردد. براى مثال رشد مثبت اقتصادى عربستان سعودى در صورتي كه ناشى از وابستگى شديد به فروش نفت باشد و يا برزيل به شكر و ديگرى به كاكائو و..... ميتوانند اين كشورهارا در فراز و نشيبهاى بازارهاى بينالمللى آسيب پذير نمايند. وابستگى اقتصاد رژيم صهيونيستى نيز به كمكهاى خارجى علاوه بر آنكه رشد واقعى اقتصاد آن كشور را به زير سؤال ميبرد، ميتواند اين كسور را در صورتي كه به هر دليلى اين كمكها قطع گردد در معرض آسيب قرار دهد. اقتصاد رژيم صهيونيستى اصولاً بر اساس كمكهاى اروپا و امريكا قدرت گرفت. از خسارتهاى دريافتى از آلمان رشد و نمو يافت و از ادامهى كمكهاى امريكايى و جمعآورى اعانه توسط سازمانهاى صهيونيستى در جهان ادامهى حيات ميدهد.[157]
روژه گارودى با بيانى ديگر براى روشن ساختن چگونگى قوام يافتن اقتصاد صهيونيستها و نشان دادن وابستگى اين اقتصاد به كمكهاى خارجي، در كتاب خود تحت عنوان« تاريخ يك ارتداد، اسطورههاى بنيانگذار سياست اسرائيل» بيان ميدارد، كشورهايى نظير آلمان به دليل خساراتى كه در جريان جنگ جهانى دوم به يهوديان وارد آوردند (گذشته از اين موضوع كه گارودى اين خسارات را تا چه ميزان منطبق بر واقيعت ميداند) ملزم به جبران خسارات به اسرائيل گرديده است. همچنين كمكهاى ايالات متحدهى امريكا نيز براى اقتصاد اسرائيل همچون دارويى شفا بخش عمل نموده كه به آن به صورت مفصل در ادامه خواهيم پرداخت و در آخر گارودى پرداختهاى داوطلبانهى يهوديان ساير كشورها، تحت عنوان «دياسپورا» را از جمله منابع مالى اسرائيل ميداند. وى در دستهبندى خود در خصوص جريانات مالى كه از خارج به سوى رژيم صهيونيستى سرازير شده است موارد زير را ذكر ميكند:
1. جبران خسارات از جانب آلمان و اتريش.
2. از طريق دست و دل بازيهاى بيقيد و شرط ايالات متحده.
3. به دليل پرداخت، «دياسپورا» مجموعهى جماعات يهودى كه از زمان ايجاد اسرائيل در خارج از آن به سر ميبرند.[158] در زمينهى سازماندهى پرداخت كمك به اسرائيل از سوى يهوديان ميتوان براى مثال به اقدامات سازمان مگبيت در اين راستا اشاره داشت. اين سازمان كه در كشورهاى مختلف دفاتر مخصوص به خود را اداره مينمايد هدف خود را جمعآورى اعانه براى ارتش رژيم صهيونيستى و ترغيب جوانان يهودى ايران براى كمك و پشتيبانى از اسرائيل قرار داده است.[159]
همانگونه كه بيان شد، اگر بخواهيم به دلايل كمكهاى امريكا به رژيم صهيونيستى اشاره داشته باشيم ميتوانيم از دلايلى چون ايجاد مسابقهى تسليحاتى در منطقه و فروش تسليحات، ايجاد امكانات لازم جهت مداخله در امور منطقه با كمك آن رژيم، استفاده از صهيونيستها در راستاى حضور امريكا در منطقه و نزديك شدن به منابع نفتى منطقه، اجراى سياست سد نفوذ در مقابل شوروى سابق، استفاده از صهيونيستها به عنوان حافظ منافع امريكا در منطقه، اجراى سياستهاى امنيتى و نظامى امريكا در منطقه و.... نام برد. اما به نظر ميرسد عليرغم وجود دلايل فوق كه به نوعى كمكهاى امريكا به رژيم صهيونيستى را از وجوه امنيتى سياسى و... توجيه ميكند، دليلى ايدئولوژيك نيز در ارسال اين گونه كمكها وجود دارد كه آن حمايت مسيحيت صهيونيستى مستقر در امريكا از اشغالگران فلسطين است. كه به دليل اهميت اين ديدگاه در حمايت از آنان اين موضوع را به صورت دقيقتر در فصل بعدى موشكافى خواهيم نمود. اما علاوه بر حمايت مسيحيت صهيونيستى مستقر در امريكا از رژيم صهيونيستي، فعاليت لابى قدرتمند طرفدار صهيونيست در امريكا نيز در راستاى همسو كردن منافع امريكا با آنان و نيز متقاعد كردن سياستمداران امريكايى به كمك به صهيونيستها قابل توجه است. البته شايد در وهلهى اول اين نكته متبادر به ذهن گردد كه چگونه سياستمداران كشور قدرتمندى چون امريكا ميتوانند از يك اقليت كوچك يهودى متأثر گردند؟! در اين زمينه لازم به ذكر است كه در ايالات متحده كه در آن 6 ميليون يهودى زيست ميكنند رأى يهوديان ميتواند تعيين كننده باشد زيرا كه اكثريت انتخاباتى به (دليل نرخ بالاى امتناع و نبود طرحهاى فراگير مغاير ميان دو حزب) به عوامل اندكى بستگى دارد و پيروزى ميتواند با اختلاف كمى به دست آيد. به علاوه سياست آراى عمومى كه بخش مهمى از آن به جلوهى نامزد يا به مهارت او در هنر نماييهاى تلويزيون بستگى دارد تابعى از بودجههاى كميتههاى انتخاباتى او و امكانات بازاريابى سياسى وى ميباشد. در 1998 انتخابات امريكا براى عضويت در سنا يك بودجهى تبليغاتى 500 ميليون دلارى طلب ميكند. گروه فشارى كه بيش از همه قدرتمند است و در capitoloe داراى اعتبار ميباشد.[160]
قدرت ايپك[161] در امريكا به نحوى مؤثر است كه حضور در سلسله مراتب قدرت در اين كشور را در همراهى و همنوايى با صهيونيستها قرار داده است و در همين راستا گارودى ليست بلند بالايى از اظهار نظر رؤساى جمهور امريكا در خصوص حمايت از صهيونيسم را در كتاب فوق الذکر خود آورده است كه گوياى قدرت ايپك در امريكا است. علاوه بر اين نفوذ لابى اسرائيل در امريكا بيش از آنچه تصور ميشود سياست واشنگتن را در خاورميانه به نفع اين رژيم به انحراف كشانده است. به حدى كه در صورت تعارض منافع دو طرف در خاورميانه، در بسيارى از موارد، تأمين منافع اسرائيل بر منافع امريکا اولويت دارد.[162] در خصوص در اختيار قرار دادن تسهيلات مالى توسط دولت امريكا كه در غالب كمكهاى نظامى و كمكهاى اقتصادى به صورت وام و يا كمك بلاعوض به رژيم صهيونيستى صورت گرفته است از سال 1949 تا سال 1999 در مجموع نشان دهنده 1/ 78665 ميليون دلار كمك در طول اين سالها به آن رژيم است كه شامل 5/11212 ميليون دلار وام و 9/ 23122 ميليون دلار كمك بلا عوض در زمينهى كمكهاى اقتصادى به آن كشور است.[163]
در اشاره به كمكهاى دياسپورا نيز ضرورى است ذكر گردد كه اين كمكها ابعاد مختلفى داشته و اهداف چند منظورهاى را تأمين مينمايند. از سويى اين كمكها به اقتصاد رژيم صهيونيستى كمك مينمايد و از سوى ديگر بين يهوديان اقصى نقاط دنيا و رژيم صهيونيستى يك رابطهى معنوى ايجاد ميكند. كه به مرور تبديل به نوعى وابستگى و حساسيت به سرنوشت اين رژيم است. يكى ديگر از ابعاد اين كمكها، حمايتهاى مالى است كه از ناحيه عناصر قدرتمند و متمول يهودى كه ثروتهاى فراملى دارند به رژيم صهيونيستى ميشود. از جمله اين افراد ميتوان به خانوادهى روچيلد اشاره داشت. در خصوص معرفى اين خانواده دايرهيالمعارف يهود ذكر مينمايد:روچيلد از خانوادههاى سرمايه دار و بشر دوست و از حاميان امور هنرى و علمى كه در قضاياى يهودى مخصوصاً ايجاد سرزمين اسرائيل و تشكيل دولت آن سهم عظيمى داشتند. با گذشت سالها نام آنان ضرب المثل ثروت و سخاوت شد كه هم با ديد مثبت و همچون مظهر ثروت نفوذ و بشر دوستى در ميان تودههاى يهودى مخصوصاً اروپايى شرقى و هم با نظر منفى به مثابه مظهرى منحوس در نوشته و تبليغات ضد سامى كه به عنوان نشانه ملموس وجود يك حكومت بينالمللى ثروتمند به كار ميرفت، تلقى ميشد.[164]
در زمينهى كمكهاى اين خانواده به اسرائيل بايد عنوان داشت، اين كمكها از بدو پيدايش اسرائيل با كمك ادموند روچيلد به تأسيس اسرائيل و كمكهاى مالى وى در جهت خريد زمينهاى اعراب و ايجاد اردوگاه مهاجرين يهودى در فلسطين آغاز گرديد. و با كمكهاى جيمز روچيلد اول به اسرائيل ادامه يافته است. ادموند روچيلد به پاس سهم تعيين كنندهاش در تأسيس دولت اسرائيل توسط حييم وايزمن پيشواى سياسى صهيونيست و از سوى صهيونيستها پدر پيشرو لقب گرفت.
دايره المعارف يهود معرفى مشروح خود را دربارهى ادموند روچيلد آغاز ميكند: (انساندوست مدافع استقرار يهود در ارض اسرائيل و كلكسيونر آثار هنري). ادموند روچيلد بنيانگذار نخستين حركتهاى عملى صهيونيستى شناخته ميشود زيرا با سرمايهى او بود كه به سال 1883 نخستين اردوگاههاى يهوديان مهاجر در سرزمين فلسطين ايجاد شد. نقش اساسى شاخهى فرانسوى امپراتورى روچيلدها در صهيونيست جهانى با مرگ بارون ادمون روچيلد پايان نمييابد. پس از او نوههاى جيمزروچيلد اول در نيمهى دوم قرن بيستم، حاميان درجه اول دولت اسرائيل و از رهبران تراز اول صهيونيست جهانى محسوب ميشوند.[165]چشم اندازهاى رسانهاي
در بيان چشم اندازهاى رسانهاى جنگ پست مدرن رژيم صهيونيستي، در ابتدا بايد ذكر نمود كه جنگ پست مدرن در فضاى مجازى در ابعاد مختلفى در جريان است كه از آن جمله رويارويى در عرضهى واژهها و اصطلاحات است. اين نبرد در دوسوى جبههى صهيونيستى و اسلامى داراى خواص خود است. ايجاد واژههاى جديد و يا منتسب نمودن يك واژه به طرف مقابل و مستند سازى آن و يا حتى ايجاد و زمينه سازى جهت تطبيق برخى از مفاهيم به حريف، از آن جمله هستند. اين موضوع سبب گرديده تا هر يك از جبههى اسلامى و صهيونيستى بعضاً داراى دو فرهنگ متفاوت اصطلاحات باشند. براى نمونه واژهاى چون قدس در طرف صهيونيستى «يروشالم» ذكر شود «مبارزات جهادي» در طرف آنان به عنوان تروريسم و از عمليات استشهادى تحت عنوان عمليات انتحارى ياد شود. همچنين به وجود آمدن اصطلاحات جديدترى نظير اصطلاح عرب اسرائيلى كه به اعراب سال 1948 كه در اسرائيل اقامت دارند اطلاق ميگردد از آن جمله هستند. از ديگر واژگانى كه در اين حوزه قرار دارند ميتوان از تروريسم دولتى كه در طرف اسرائيلى تحت عنوان تدابير امنيتى به كار ميرود و يا از انتفاضه به درگيرى مسلحانه و... نام برد. واژهها و اصطلاحات تبليغاتى سياسى و نظامى و اجتماعى در چارچوب مبارزهى اسلامى با صهيونيسم پاسخگوى تحولات و تفسيرهاى اين مبارزه در واقعيت است. قاموس اين اصطلاحات متنوع نه تنها از افزايش و اضافه و حذف و تغيير و تبديل چارچوب تحولات و تغييرات اوضاع در امان نيست بلكه چند بار طى دورهى مبارزه از سال 1948 تاكنون تحولاتى را در خود ديده كه ميتوان اين مراحل را مراحل تحول در مبارزات اسلامى ـ صهيونيستى هم ناميد. در اين راستا دو واژهنامه شكل يافت واژهنامهاى فلسطينى و در طرف مقابل واژه نامهاى صهيونيستى كه در مقدمترين سنگرها رو در روى همديگر صف آرايى نمودهاند.[166] اين تحولات مفهومى بعد از وقايع 11 سپتامبر (20 شهريور) در امريكا از شدت بيشترى برخوردار گشت و دگرگونيهاى بنيادينى در عرضهى واژهها اتفاق افتاد كه از مهمترين ابهامات اين دوران ميتوان از تداخل واژهى تروريسم و نبردهاى رهاييبخش نام برد.
البته اگر در پى ريشه يابى اين نبرد برآئيم به اين نكته برخورد خواهيم نمود كه جنگ پست مدرن كنونى در حوزهى وسيعترى از نبرد مفهومى قرار دارد و ريشهى آن در شكلگيرى صهيونيست ادبى است. برخى آن را مقدم بر شكلگيرى صهيونيزم سياسى ميدانند. جنبش صهيونيستى در مبارزات خود سلاح ادبيات را چنان به كار گرفته است كه جز سلاح سياست هيچ سلاحى نميتواند با آن برابرى كند. ادبيات صهيونيسم بخشى ناگسستنى بود كه صهيونيسم سياسى نه فقط در ستيزهاى تبليغاتى بلكه در ستيزهاى سياسى و نظامى نيز از آن استفاده برد. اگر ادعا كنيم كه صهيونيسم ادبى پيشينهى دورترى از صهيونيسم سياسى دارد سخنى گزاف نگفتهايم. صهيونيسم ادبي، صهيونيسم سياسى را در دامن خود پرورش داد و سپس به خدمت آن در آمد و در آن دستگاه گسترده كه هدف واحدى دارد به ايفاى نقش پرداخت. اگر صهيونيسم سياسى دستاورد تعصب و نژاد پرستى است، صهيونيسم ادبى نخستين تمايلات اين تعصب و نژاد پرستى به شمار ميآيد. جرقهى ايندو بر اثر فشار رشد نژاد پرستى در قرنهاى 18 و 19 به عنوان دستور كار گروهى از يهوديان افراطى در آمد و چندى نگذشت كه در يك جنبش سياسى صهيونيستى متبلور شد.[167]
به هر ترتيب در پى بروز صهيونيسم ادبى گذارهها و واژههاى خاصى بروز نمودند كه در عرصهى نبرد پست مدرن حاوى نكات و مفاهيم عميقى بودند و دلالت بر شكل خاصى از سياست و ايدئولوژى داشتند. اما اين عبارتهاى جديد نيازمند محملى بودند تا آنها را اشاعه و گسترش دهند و اين اقدام توسط رسانهها صورت گرفت. كه همزمان رسانههاى صهيونيستى و رسانههاى متعلق به فلسطينيان را شامل ميشد. «نهمان شاي» رئيس راديو و تلويزيون صهيونيستها در زمينهى جنگ پست مدرنى كه بين طرفين جريان دارد بيان ميدارد كه رسانهها در نبرد بين ما و فلسطينيها جبههاى ضرورى ميباشد.[168] در خصوص نبرد رسانهاى نتايج تحقيقات خانم دكتر لورا كينگ عيرانى پژوهشگر كانادايى كه در همايش گفتمان در بيروت مطرح گرديده دلالت بر آن دارد كه حاميان رژيم صهيونيستى تحت عنوان مسيحيان امريكايى صهيونيستگرا، با بهرهگيرى از رسانههاى گروهى آن كشور، بدون كمترين اشاره به جنايتهايى كه در مناطق فلسطينى روى ميدهد، اسرائيل را كشور كوچك اما شجاع معرفى ميكنند. كه در برابر همسايگان شرور عرب خود توانسته در سرزمين مقدس پا بر جا باقى بماند. امروز بيشترين نويسندگان مطبوعات امريكايى واژهى تروريست را مترادف با عربها و مسلمانان به كار ميگيرد كه اين پديده تا پيش از رويدادهاى 11 سپتامبر نمود نداشت.[169]
در طرف مقابل نيز رسانههاى متعلق به فلسطينيان قرار دارد كه در انعكاس اخبار اقدامات رژيم صهيونيستى در سرزمينهاى اشغالي، فعال بوده ولى در اين نبرد پست مدرن به دليل جايگاه ويژه از گزند محفوظ نبودهاند.
روزنامهى گاردين فعاليت مركز مستقل رسانهاى در فلسطين موسوم به اي.ام.سى در انعكاس اخبار جنايات صهيونيستها را چشمگير توصيف كرد. به نوشته گاردين «اي.ام.سي» موفق شد از طريق شبكهى اينترنت بيشترين اخبار از مناطق دوباره اشغال شده را در اختيار جهانيان قرار دهد. گاردين افزود، فعاليتهاى مركز مستقل رسانهاى با چنان توفيقى همراه بود كه تنها اندكى پس از شروع حملات ارتش رژيم صهيونيستى و ممنوع شدن حضور خبرنگاران در مناطق اشغالى اين مركز به يك دفتر خبر رسانى بينالمللى مبدل شد. اين نشريه نوشت پايگاه اينترنتى مركز رسانهاى در اوج خبر رسانى مورد حملهى راهزنان رايانهاى اسرائيل قرار گرفت و موقتاً از كار افتاد و نيز تلفنهاى زيادى را اسرائيل، امريكا و انگليس حاوى اطلاعات و اخبار نادرست به مركز صورت ميگرفت تا به اين ترتيب در كار آن خلل ايجاد كنند.[170]
با روشن شدن جايگاه رسانهها در جنگ پست مدرن رژيم صهيونيستي، ضرورت دارد تا به چشماندازهايى كه اين رسانهها تعقيب مينمايند اشاره شود، رسانهها در عرصهى اين نبرد اهداف متعددى را تعقيب مينمايند ولى دو هدفى كه به نظر ميرسد نسبت به ساير اهداف اصليتر ميباشند عبارتند از: «انجام عمليات روانى و تحقق تهاجم فرهنگي». در خصوص تعريف و هدف عمليات روانى اشاره ميگردد كه هدف و مأموريت اساسى و اصلى جنگ روانى اين است كه خواست ما را به دشمن تحميل كند. به طوريكه بدون اعمال روشهاى نظامى و اقتصادى به دشمن، اعمال او را كنترل نماييم.[171] كنترل نمودن رفتار دشمن در حين نبرد از اهم اقداماتى است كه ميتواند به فرمانده ميدان نويد پيروزى دهد ايجاد تزلزل در روحيهى دشمن، ايجاد ترديد نسبت به پيروزي، تشديد اختلافات درونى و... اين اقدامات از جمله اهداف و شيوهى جنگى روانى اسرائيلى بود كه در طى جنگهاى اعراب و اسرائيل به كار ميبست. كه غالباً بر اصول زير متكى بود:
الف: ايجاد ترديد در پيروزى قطعى اعراب بر اسرائيل
ب: تظاهر به شكست ناپذير بودن ارتش اسرائيل
ج: ايجاد شك در افراد ارتش نسبت به فرماندهان و در مردم نسبت به رهبران سياسى و نظامى آنان[172] اما با متحول و فراگير شدن نقش رسانهها در اوضاع كنونى و در پى تحولات موسوم به جهانى شدن و پر رنگ شدن نقش NGOها و يا سازمانهاى غير دولتي، رژيم صهيونيستى سعى نمود تا تأثيرگذارى بر اذهان عمومى را از طريق اين گونه نهادها نيز صورت دهد. براى مثال همانگونه كه اشاره شد از ابزار تبليغاتى كه در اختيار ايپك (لابى يهوديان در امريكا) است بهره بردارى نمود و يا سازمانهاى دوستدار صهيونيستها را در ساير كشورها از طريق پشتيبانيهاى مادى و معنوي، نظير استفاده از متخصصان در تبليغات و بهرهگيرى از فنآورى پيشرفته قدرتمندتر سازد. رژيم صهيونيستى براى تأثيرگذارى در اذهان عمومى نيازمند تلاشهاى بيوقفهى سازمانهاى غير دولتى است. بنابراين چنين اهدافى تنها با به كارگيرى محافل سياسى و ديپلماسى و رسمى ميسر نبوده بلكه نيازمند سازمانهاى رسانهاى و متخصصان در تبليغات گسترده با فنآورى مدرن است. در نتيجه جنگ و جدال در اين عرصه نيازمند تكنولوژى الكترونيك و ديجيتال است.[173] در يك عمليات روانى برنامهريزى شده كه از همهى امكانات بهره بردارى مناسب صورت ميگيرد رژيم صهيونيستى هم عمليات تهاجمى دارد و هم عمليات تدافعي. در همين جهت است كه آن رژيم به نقشى كه رسانههاى خارجى بر خلاف سياستهاى تبليغاتى اسرائيل ايفا ميكنند معترض شده و دست به محدود سازيهاى اين رسانهها ميزند و در مقاطع مختلف نيروهاى امنيتى اين رژيم تعداد زيادى از تجهيزات خبر نگارى و كامپيوترهاى شخصى خبرنگاران به ويژه خبر گزاريهاى معتبر و معروف جهان همچون: فرانس پرس، رويتر و... را توقيف كرده و آنها را به صاحبانشان بازنگردانده يا به شكل ناقص بازگردانده است. برخى خبرنگاران در اين خصوص اظهار داشتند كه نيروهاى امنيتى اين رژيم آنان را بازداشت خواهد كرد.[174] هنگامى كه رژيم صهيونيستى زمزمههاى مخالفتهاى تبليغاتى عليه سياستهاى خود را از بين برد آنگاه ميتواند آنچه كه مورد نظرش است به مخاطب عرضه نمايد. هرچند كه آن رژيم در برنامهريزيهاى خود غالباً به اين نكته توجه مينمايد كه قبل از هر عمليات، سياستهاى رسانهاى منطبق با آن را فراهم سازد. همانگونه كه پيش از انجام عمليات نظامى بايد اطلاعاتى دربارهى آمادگى نظامى دشمن جمعآورى شود. به همين نسبت نيز بايد دربارهى پيش بينى استراتژى رسانهاى آن نيز تلاش شود.[175] اما اين امرى بديهى است كه مخالفان آن رژيم نيز در نبرد پست مدرن ساكت نمينشينند و از حداكثر توانايى كه در پى تحولات در فنآوريهاى رسانهاى رخ داده به نفع اهداف خود بهره بردارى مينمايند. و بعضاً رژيم صهيونيستى در اين عرصه دچار شكستى فاحش ميگردد چنانچه وزير تبليغات لبنان غازى عريضى بيان ميدارد، نقش تبليغات مقاوم در كنار مردم مقاوم (مقاومت ملى و اسلامي) و مبارزهى مسلحانهى آنها نقش مهمى در تغيير موازنهى سياسى و نظامى در برابر دشمن داشت و تبليغات مقاوم توانست با تضعيف هرچه بيشتر روحيهى اسرائيليها، كارايى بسيارى در شكست نظامي، امنيتى و سياسى دشمن داشته باشد. تبليغات مقاوم با تصوير بردارى از صحنهى عمليات نظامى و ارائهى وقايع داخل جبهه، همهى ادعاها و تلاشهاى اسرائيل براى سرپوش گذاشتن بر واقعيتها را نقش بر آب كرد.[176] اما براى روشن نمودن برد مؤثر اين گونه تبليغات كافى است كه به اظهار نظر يك دانشجوى «اسرائيلي» به نام «گابى فردمن» كه در روزنامهى يديعوت احرونوت در خصوص تأثير راديو «النور» كه متعلق به حزبالله لبنان بوده ودر فلسطين اشغالى صداى آن قابل استماع است توجه شود وى ميگويد: «شنيدن صداى راديو النور ترسناك است زيرا با پخش برنامههاى تحريكآميز، اسرائيل را يك رژيم جنايتكار و صهيونيست مينامد.»[177] و به لحاظ قدرت تأثير فوق العادهى رسانهها در اين نبرد است كه در جريان انتفاضه، رژيم صهيونيستى در پى تهاجم به كرانهى باخترى رود اردن، مراكز و تأسيسات تلويزيونى و راديويى دولت خودگردان را منهدم كرد و چند ماه بعد از آن پليس و مأموران وزارت ارتباطات اسرائيل با يورش به مركز فرستندهى راديويى امالفحم، تجهيزات آن را مصادره و مدير آن را بازداشت كردند.[178] اين اقدام پس از آن صورت گرفت كه رژيم صهيونيستى چندى قبل در يورش به الخليل دو شبكهى تلويزيونى بخش خصوصى «النورس» و «المستقبل» را تعطيل و مسئولان آن را بازداشت كرده بودند و اين امر نشان از درك عميق آن رژيم از نقش رسانهها دارد تا جايى كه شارون در خصوص عمق تأثير رسانهها، در پى عمليات شهادت طلبانهى «على الجولاني» در تلآويو اعلام مينمايد: «الجولانى به هيچ تشكيلات سياسى فلسطينى وابسته نيست و اين دليلى بر تأثير خطرناك و خرابكارانهى وسائل اطلاع رسانى فلسطينى است.»[179] و اگر بخواهيم به تأثير رسانهها در داخل سرزمينهاى اشغال شده نيز اشاره داشته باشيم كافى است از جلوگيرى پخش برنامهى «ارهابيات» كه توسط شبكهى ماهوارهاى ابوظبى پخش ميشود اشاره داشته باشيم كه در آن «آريل شارون» به عنوان آدمكش خونخوار كه خون فلسطينيها را ميمكد نشان داده ميشد.[180]
بعد ديگر فعاليتهاى رسانهها در جنگ پست مدرن كه تحقيقاً مهمتر از انجام عمليات روانى است تهاجم فرهنگى ميباشد كه ابتدا با تعريفى از آن به چگونگى استفادهى رژيم صهيونيستى از رسانهها در اين عرصه ميپردازيم. تهاجم فرهنگى به اين معنى است كه يك مجموعهى سياسى يا اقتصادى براى اجراى مقاصد خاص خود...، به بنيانهاى فرهنگى آن ملت هجوم ميبرد. در اين هجوم باورهاى تازهاى را به زور و به قصد جايگزينى با فرهنگ و باورهاى ملى آن ملت وارد كشور ميكنند.[181] صهيونيستها در اين عرصه به مواجهه با دشمنان خود توجه كافى و دقيق داشته و در اين راستا از هيچ اقدامى فروگذار نميكنند. براى نمونه در جهت سرنگون نمودن جمهورى اسلامى ايران بنيامين نتانياهو نخست وزير اسبق رژيم صهيونيستى حملهى فرهنگى به ايران از طريق ارسال برنامههاى ماهوارهاى را به اعضاى كميتهى اصلاحات دولتى مجلس نمايندگان امريكا پيشنهاد ميكند و بيان ميدارد: ارسال برنامههاى ماهوارهاى حاوى تصاوير زنان زيبا با بدنهاى برهنه و نيمه برهنه و پرداختن به امور دنيوى از قبيل زندگى تجملى و البسه زيبا، و صحنههاى جنسى و مشاهده امور كاملاً انحرافى باعث ميشود كودكان ايرانى خواستار لباسهاى زيبا، زندگى تجملى و استخر و امثال آن شوند و با اين امر ميتوان در ايران انقلابى به راه انداخت.[182]
اينگونه اقدامات در نهاد خود جنگى پست مدرن است كه بر اندازى از نوع مخملى و يا فروپاشى از درون را تعقيب مينمايد و همانگونه كه خانم ناديا خوست نويسنده و اديب سورى بيان ميدارد خطرناكترين جنگها، تهاجم فرهنگى است. زيرا ارادهى مردمى را از بين ميبرد و تلاش ميكند ذهن را به جاى سرزمين اشغال كند.[183] البته اين اقدام از سوى رژيم صهيونيستى فقط عليه ايران استفاده نگرديده است. چنانچه روزنامهى لبنانى الكفاح العربى مينويسد: افراد يك شبكهى اسرائيلى جاسوسى و ترويج فحشا در شهرك العين در بقاع شمال شرق لبنان شناسايى و دستگير شدند. اين شبكه كه اعضاى آن دهها نفر هستند همچنين به منظور گسترش بيماريهاى واگيردار از جمله ايدز روسپيگرى را رواج ميدادند. و درهمين جهت است كه روشن ميگردد رهبر انقلاب اسلامى ايران اين مفهوم را به درستى درك كردهاند كه تهاجم فرهنگى براى بياعتقاد كردن نسل نو انجام ميگيرد، هم بياعتقاد كردن به دين، هم بياعتقاد كردن به اصول انقلابى و هم بياعتقاد كردن به آن تفكر فعالى كه امروز استكبار و قلمرو قدرتهاى استكبار را به خطر و وحشت انداخته است.[184]
حد و مرز تهاجم فرهنگى براى اسرائيل و طرفداران آن تا جايى امتداد مييابد كه غير يهوديان به معتقدات اسرائيلى پيوند بخورند و اين نكتهاى است كه در بيانيهى سومين كنگرهى بينالمللى مسيحيت صهيونيستى عنوان گرديده است. هنگامى كه غير يهوديان به خانواده معتقدات اسرائيلى پيوند خوردند ديگر تلاش براى تغيير الهيات و خداشناسى آنها ضرورتى ندارد. هر چند كه الهيات آنها با اهداف مبتنى بر كتاب مقدس (دربارهى اسرائيل و يهوديان) مغايرت داشته باشد.[185]
اما اگر پيوند صورت نگرفت تلاش در جهت تغيير الهيات و خداشناسى آنان از سوى صهيونيستها صورت خواهد گرفت و اين امر تا جايى گسترش مييابد كه نيروهاى امنيتى اسرائيل اقدام به تأسيس شبكههاى شيطان پرستى در عرصهى نبرد نرم افزارى مينمايند. اعترافات اعضاى گروه شيطان پرستان كه چندى پيش از سوى نيروهاى امنيتى مصر دستگير شدند افكار عمومى مردم اين كشور را به شدت تكان داد. بازجوييهاى دادستانى امنيت ملى مصر از دستگير شدگان نشان داد كه آنها در«طابا» با برخى از صهيونيستها تماس ميگرفتهاند. و همچنين در بعضى از آپارتمانهاى محلات گوناگون قاهره با گروهى از دختران رژيم صهيونيستى تماسهاى جنسى دسته جمعى برقرار ميكردهاند. چند تن از متهمان اعتراف كردند كه موساد با پرورش اين افكار آنها را ميان جوانان مصر و ديگر كشورهاى عربى رواج ميدهد.[186] البته اين گونه اقدامات فقط منحصر به ايران و يا مصر نبوده و در ساير كشورهاى عربى نظير اردن نيز در جريان است و چنانچه رئيس بخش سمعى و بصرى ادارهى مطبوعات و انتشارات اردن ميگويد: «رواج نوارهاى ويدئويى گروه شيطان پرستان و ديگر نوارهاى مبتذل وارده از فلسطين اشغالى در ميان جوانان اردنى خانواده را نگران كرده است.»
جوانان و خانوادههاى مرفه بيش از اقشار ديگر از اين نوارها استقبال ميكنند[187]و در اين راستا است كه هفته نامهى اردنى الاتجاه با انتشار مقالهاى نوشت ظهور پديدهى بندگان شيطان، جنگ جديد موساد عليه كشورهاى عربى است. اين اقدام براى گسترش بيايمانى و ايجاد شبهه نسبت به مقدسات اسلامى است.
البته اگر بخواهيم به تهاجم فرهنگى رژيم صهيونيستى در بعد اهداف كوتاه مدت آن نيز اشاره داشته باشيم لازم به ذكر است كه اهداف تاكتيكى آن رژيم در تهاجم فرهنگى عبارت است از حساسيتزدايى از اسرائيل، ايجاد علايق مردمى و روابط فرهنگى در جهت عادى ساير روابط با اسرائيل و تغيير فرهنگ مردمى در جهت زمينه سازى براى صلح با اسرائيل كه در مركزيت اين تهاجم ارزشها و فرهنگهاى اسلامى و عربى قرار دارد.ايران و اسرائيل در عرصهى جنگ پست مدرن
در خصوص تقابل ايران و اسرائيل در عرصهى جنگ پست مدرن وجوه مختلفى قابل تبيين و بررسى ميباشد. برخى از آنها عبارتند: از تهديداتى كه اسرائيل از ناحيهى ايران احساس مينمايد نظير تهديد اتمى ايران، حمايت ايران از گروههاى جهادي، الگو شدن ايران به عنوان يك كشور اسلامى در مقابل كشورها و گروههاى مهاجم و در مقابل اسرائيل و... همچنين تهديداتى كه اسرائيل براى ايران دارد از جمله ترغيب امريكا و ساير كشورهاى قدرتمند در سرنگونى حكومت ايران چه از راه حملهى نظامى و چه از طريق پيگيرى فشار از درون، موضوع توسعه طلبى ارضى رژيم صهيونيستى كه در كانون توجهات و اميال افراطيون قرار دارد، تهديدات درحملهى نظامى به مراكز هستهاى ايران، جلوگيرى از دستيابى ايران به دانش و تكنولوژيهاى نوين و استراتژيك و...
با عنايت به اين موضوع كه درصدد هستيم تا به برخى از ابعاد مختلف جنگ پست مدرن صهيونيستها عليه ايران نظرى بيفكنيم نا گزيريم به برخى از فراز و نشيبهاى روابط دو كشور اشاره داشته باشيم. هرچند كه در خصوص چگونگى آغاز روابط ايران و اسرائيل در قبل از انقلاب اسلامى به تازگى تحقيقات جديد و جدى صورت گرفته و كتب مختلفى در داخل و خارج از كشور چاپ گرديده است، اما به هر روى آغاز اين روابط بستگى تام به ديپلماسى پنهان به كار گرفته شده از سوى اسرائيل دارد: اسرائيل به لطف جاسوسان موساد، بيآنكه رسماً شناسايى شود، روابط تنگاتنگى با تركيه و ايران ـ قبل از انقلاب اسلامى ـ و همچنين اندونزى برقرار ميكند. روون مرهاو مدير كل سابق وزارت امور خارجهى اسرائيل و از اعضاى سابق سرويسهاى مخفى اقرار ميكند شروع ديپلماسى سايه به همان آغاز تشكيل حكومت اسرائيل در سال 1948 باز ميگردد. ديپلماسى پنهان، جمعآورى و استفاده از اطلاعات، برنامههاى دفاعي، همگى يك هدف را دنبال ميكردند؛ شكستن انزواى كشورمان در مقابل اعراب و برقرارى پيوند از هر طريق ممكن با حداكثر كشورها در جهان، در اين راستا موساد با پرده پوشى و رازدارياش (كه لازمهى كار بود) كارهاى فوق العادهاى انجام داد.[188]
برقرارى روابط با ايران و ساير كشورهاى فوق الذكر از سوى اسرائيل يكى از ابعاد استراتژى پيرامونى اين كشور بوده كه در صدد ايجاد روابط با كشورهاى غير عرب بود. تا بتواند در درياى كشورهاى عرب كه اسرائيل را احاطه كرده بودند، هم پيمانى بيابد[189] و استفاده از ديپلماسى پنهان با اين هدف كه ميتواند دشمن بالقوه را بيطرف نگه دارد يا متحدين را از دشمن جدا كند[190] از سوى اسرائيل مورد استفاده قرار ميگرفت.
در خصوص شكل ظاهرى برقرارى روابط بين دو كشور موضوع به دوران نخست وزيرى ساعد بر دولت ايران بر ميگردد. در آن مقطع زمانى دولت ساعد در هنگام فترت پارلمانى در اسفند 1328 اسرائيل را به صورت دوفاكتو به رسميت شناخت و در بيت المقدس سركنسولگرى داير كرد. ولى پانزدهم ماه بعد در اوايل حكومت دكتر مصدق اعتراضاتى از جانب نمايندگان مجلس به اين امر صورت گرفت. در جلسهى 19 تير 1330 باقر كاظمى وزير امور خارجه در پاسخ به سؤال حاج آقا رضا رفيع در مورد شناسايى اسرائيل اظهار داشت: دولت ايران تصميم خودش را اجرا كرد و ژنرال كنسولگرى را كه در بيت المقدس داير كرده بود منحل كرد.[191] اما اين انحلال چندان به درازا نكشيد و براى دومين بار به صورت جديتر و همه جانبهتر همكارى رژيم شاه با اسرائيل يك سال پس از كودتاى 28 مرداد آغاز شد.[192] اين روابط كه داراى ابعاد سياسي، اقتصادي، نظامي، فرهنگي، جاسوسى و... بود در سال 1357 متعاقب تحقق انقلاب اسلامى در ايران خاتمه يافت.
پيروزى انقلاب اسلامى در ايران ويژگيهاى خاص خود را داشت كه يكى از اين ويژگيها گذشتن از خطوط قرمزى بود كه برايش ترسيم شده بود، مهمترين آن جدا شدن از هم پيمانى با رژيم صهيونيستى و قطع كردن دسترسى امريكا و اسرائيل از ايران بود. همانگونه نوام چامسكى زبان شناس امريكايى بيان ميدارد: ايران در سال 1979 از خط قرمزها گذشت، سرپيچى كرد و مستقل شد و از اينجا بود كه ميبايست تنبيه شود[193]و اين امر علاوه بر ايجاد خسارت و زيان به منافع امريكا، به اسرائيل نيز صدمات جبران ناپذيرى را وارد ساخت. چنانچه كشورى هم پيمان و متحد منطقهاى را كه از ناحيهى فروش نفت، خريد سلاح و... سود سرشارى نصيب اسرائيل مينمود، تبديل به كشورى الگو و حامى دشمنان اسرائيل شد.
اسرائيل خيلى سريع دريافت كه بايستى با انقلاب ايران مقابلهى جدى نمايد و اين امر را در همراهى با سلطنت طلبان و ساير گروههاى برانداز و كودتاچيان بروز داد. ايران نيز مخالفت خود با موجوديت اسرائيل را در كمكهاى مادى و معنوى كه به دشمنان اسرائيل مينمود، نشان داد. در همين رابطه شارون ميگويد: ايران دشمن ديرينهى ما در حال ساخت يك پايگاه موشكى در لبنان است كه از طريق آن ميتواند حملات عليه دولت اسرائيل را افزايش دهد.[194]
دشمنى اسرائيل با ايران از ابعاد مختلف قابل رصد كردن است. اسرائيل يك هم پيمان را كه در ناحيهى حساس ژئوپولتيكى خليج فارس حضور داشت، از دست داده و به استراتژى پيرامونى او خلل وارد شده بود. در اثر انقلاب، كشورى پديد آمده بود كه در زمينهى مواضع سياسى در نقطهى مقابل اسرائيل قرار داشت و هيچگونه مشروعيتى را براى اين رژيم قائل نبود و اين كشور امكان برانگيختن انگيزههاى مذهبى را علاوه بر انگيزههاى عربى موجود در ميان كشورها و اعراب داشت. همچنين اسرائيل منافعى همچون خريد ارزان قيمت نفت، بازار فروش كالا و سلاحهاى متنوع و... را از دست داده بود و بايد به حضور مستشاران خود كه در بخشهاى اقتصادى و... ايران حضور داشتند پايان ميداد و علاوه بر آن ايران كه بسان پايگاهى مطمئن، امكان فعاليت پنهان اسرائيل را عليه كشورهاى عربى مهيا مينمود در اثر انقلاب از دست رفت.[195]
همچنين بخشى از اين دشمنى به واسطهى تهديداتى بود كه ايران عليه اسرائيل فراهم آورده بود. در اين باره يكى از ژنرالهاى اسرائيلى ميگويد: ايران از ما دل خوشى ندارد. تروريستهاى حزب الله را عليه ما تحريك ميكند. در رأس مخالفين مذاكرات صلح است. به حماس كمك مالى ميكند و در چهارگوشهى جهان دست به عمليات تروريستى عليه منافع ما ميزند و...[196]
بدين ترتيب اسرائيل و ايران در عرصهى نبردى قرار گرفتند كه هرچند به صورت سنتى امكان مشاهدهى آن در مرزهاى جغرافيايى متداول وجود نداشت، اما ميتوان از آن تحت نام جنگ پست مدرن ياد نمود. اين جنگ در سطوح مختلفى بروز نموده كه از جمله ميتوان به ايجاد اختلال در توسعهى دسترسى ايران به تكنولوژى نوين و رشد سريع اقتصادى با دست يافتن به تكنولوژى اتمى ياد نمود. اسرائيل با بهره بردارى از يك عمليات روانى گسترده كه به صورت برنامهريزى شده و سازمان يافته در ابعاد مختلف اجرا شد، سعى نمود تا وانمود سازد ايران در پى دست يافتن به سلاح اتمى است و اين امر را با يارى جستن از سوى رسانههاى در اختيار صهيونيزم بينالملل به خوبى به اجرا گذارد و با بيان مطالبى نظير: ايران سلاحهاى هستهاى خود را گسترش خواهد داد و به مركز جهانى تروريسم تبديل خواهد شد.[197] سعى نمود در يك نبرد مجازى در عرصهى جنگ واژهها، ايران را مركز تروريسم جهانى نشان دهد. البته اين امر در پى مجموعه اقداماتى صورت گرفت كه با محوريت رسانهها صورت پذيرفت. چنانچه در ابتدا چهرهى سياهى از تروريسم به نمايش گذارده شد و سپس خطر مستولى شدن تروريسم بر جهان مرتباً بيان و به تصوير كشيده شد و متعاقباً مسلمانان به عنوان چهرههايى واپسگرا و خشن معرفى و مبارزات رهايى بخش آنها به عنوان تروريسم معرفى گرديد و حمايت ايران از نهضتهاى آزادى بخش نيز به عنوان حمايت از تروريسم منعكس شد. بدين شكل با دستيابى ايران به دانش هستهاى مقابله شد و از آن بسان تهديدى نظامى كه هر چه سريعتر بايد با آن مقابلهى سياسى و در صورت عدم اعتناى ايران مقابلهى نظامى شود ياد شد. ايران در حال توسعهى توانايى هستهاى خود ميباشد و متخصصان اظهار ميدارند كه تأسيسات هستهاى ايران در مناطق مختلف كشور پراكنده شده است و با استفاده از حملات هوايى نميتوان آنها را به طور مؤثر از بين برد. بنابراين، حملات بازدارنده، بسيار دشوار خواهد بود. زيرا دشمنان اصلى اسرائيل به خوبى از حملهى اين كشور به نيروگاه هستهاى عراق درس گرفتهاند. اكثر جنگ افزارها و برنامههاى هستهاى كه براى اسرائيل نگران كننده است را در مناطق مختلف و به صورت پنهانى مستقر كردهاند.[198]
ديدگاه اسرائيل مبتنى بر ضرورت مقابلهى همه جانبه با ايران ناشى از احساس خطر بسيار شديدى ميباشد كه اين كشور از ايران دارد اين احساس خطر علاوه بر جنبههاى نظامى و سياسى داراى ابعاد ديگرى نيز هست كه از آن جمله ميتوان از تهديد ايدئولوژيكى نام برد. اين تهديد براى اسرائيل از آنجا ناشى ميشود كه وجود اسلام انقلابى در ايران ميتواند در بسيج تودههاى جهان اسلام عليه اسرائيل بسيار مؤثر باشد و ملتها را به حركت در آورد. اين موضوعى است كه اسرائيل تهديد آن را درك كرده ودر غالب گفتمان جنگ پست مدرن از ايران به عنوان كانون تروريسم منطقهاى و بين الملى ياد ميكند. اين همان نكتهاى است كه آريل شارون نخست وزير اسرائيل در ديدار با سفيران و ديپلماتهاى خارجى در اسرائيل آن را بيان ميكند، كه ايران بزرگترين خطر و تهديد براى اسرائيل است و آن كشور ميكوشد به سلاحهاى كشتار جمعى دست يابد. ايران به كانون تروريسم منطقهاى و بينالمللى تبديل شده است.[199] اسرائيل راه كارهاى متعددى را در مبارزه عليه ايران به پيش ميبرد كه ميتوان آن را در دو بعد راه كار نظرى و عملى خلاصه نمود.
بعد نظرى مبارزهى رهبران اسرائيل عليه ايران... به تدوين نوعى خط تبليغاتى ـ فكرى براى القاى خطر بزرگ ايران براى نظم و اقتصاد منطقه و جهان از سوى اسرائيل اشاره (دارد)...
بعد عملى مبارزهى رهبران اسرائيل عليه ايران... همانا (پيشگيرى از) دستيابى ايران به سلاح هستهاى ميباشد.[200]
البته اين گونه به نظر ميرسد كه بعد عملى صرفاً در جلوگيرى از دستيابى ايران به تكنولوژى اتمى منحصر نگرديده است و مسائل ديگرى نيز وجود دارند كه اسرائيل، تهديدات آنها را متوجه خود ميداند. از جمله موضوع مطالعات آزمايشات و توسعهى موشكهاى ميانبرد و دوربرد است كه اسرائيل با انجام اقدامات نرم افزارى متعدد سعى در جلوگيرى از دستيابى به آن را داشت و اين اقدامات خود را باواسطه و بيواسطه صورت داد. از جمله با فشارى كه ايپك و مسيحيان صهيونيزم بر دولت ايالات متحدهى امريكا وارد آوردند كه آن كشور را وادار نمايد تا فشار خود را بر كشورهايى نظير كرهى شمالى و چين كه گمان ميرفت تكنولوژى موشكى را در اختيار ايران قرار ميدهند وارد آورد. اما به هر ترتيب ايران توانست عليرغم كليهى فشارها به تكنولوژى موشكى دست يابد و لذا اسرائيل سعى نمود تا ناكامى خود را با سرمايهگذارى در جهت مقابله با آن جبران نمايد. موشك شهاب 3 ايران نگرانيهايى را براى اسرائيل به وجود آورده است... بارى روبين كارشناس امور خاورميانه در دانشگاه بارايلان، ميگويد: اسرائيل مقدار هنگفتى از بودجهى خود را صرف برنامههايى براى مقابله با خطر اين موشكها نموده است.[201]
اسرائيل تهديد ايران را هم از نوع نرم افزارى و هم سخت افزارى برآورد نموده است و بهترين و كارآمدترين روش براى مهار اين تهديد را سرنگونى ايران ميبيند كه آن را در بعد سخت افزارى به واسطهى تهاجم نظامى مشترك با امريكا و در بعد نرم افزارى از نوع براندازى مخملى پيگيرى مينمايد. در اين زمينه اظهارات دكتر افرايم سنيه به هنگام اشغال جنوب لبنان توسط اسرائيل در خصوص چگونگى جلوگيرى از تهديد ايران جالب توجه است. وى ميگويد: در صورت سرنگونى رژيم ايران و سركار آمدن يك حكومت منطقي، ميانهرو و غير مذهبى در آن، شيعيان لبنان از جنگ با اسرائيل دست كشيده خطر تبديل لبنان به كشورى بنيادرا و تندرو از بين خواهد رفت.[202]
با عنايت به مطالب بيان شده مشخص ميگردد كه استراتژى اتخاذ شده توسط اسرائيل در مقابله با ايران به كارگيرى روشهاى مختلف جهت براندازى ميباشد. در خصوص تاكتيكها و اهدافى كه اسرائيل به صورت مقطعى در خصوص ايران دنبال مينمايد، ميتوان نكات ذيل را به عنوان اهم اين موارد بيان نمود. مواردى چون: تأسيسات هستهاى ايران، موشكهاى دوربرد ايران نظير موشك شهاب 3، شناسايى ابعاد حمايت ايران از گروههاى جهادي، سعى در قطع حمايت معنوى ايران از مبارزات مردم فلسطين و متمايل كردن ايران به پذيرش صلح اعراب و اسرائيل، ايجاد شناخت عميق از اسرائيل، ايجاد شناخت عميق از اسلام و خصوصاً تفكر شيعى و بخشهاى برجستهى آن كه توانايى بسيج و به ميدان آوردن مسلمين را دارد. كنفرانس دههى هشتاد تل آويو و حضور جمعى از شيعه شناسان درآن كنفرانس، روح حركتهاى اصلاحطلبانهى مسلمين را براى غرب و يهوديت صهيونيستى آشكار ساخت. در آن نشست اعلام شد كه نهضت سرخ عاشورا و باور سبز مهدى (عج) دو عامل مهم و تعيين كننده در حركتهاى اصلاح طلبانهى شيعيان است.[203]
اسرائيل جهت پيگيرى اهداف مورد نظر خود در خصوص ايران اقدامات متعددى را صورت داده است كه اين اقدامات در غالب جنگ پست مدرن قابل تبيين و اشاره است. اين اقدامات ابعاد و سطوح مختلفى را شامل ميگردند كه برخى از آنها عبارتند از: به كارگيرى ابزار و تجهيزات نظامى و جاسوسى با فنآورى پيشرفته عليه ايران. براى نمونه به كارگيرى ماهوارهى افق 5 در جهت جاسوسى از ايران، توسعهى همكاريهاى امنيتى با ديگر كشورها در راستاى كشف فعاليتهاى ايران در حمايت از گروههاى جهادى نظير همكارى با امريكا، تركيه، هند و...، همكارى با ساير كشورها در راستاى محدودسازى و ايجاد تنگنا براى ايران، در همين رابطه شيمون پرز كه جهت تعمق بخشيدن به روابط بين اسرائيل و هند در دهلى نو حضور داشته بيان ميدارد: بايد پيمانى بين هند و اسرائيل عليه تروريسم ايجاد شود. زيرا وقت آن رسيده تا ايران احساس نا امنى كند زيرا در تروريسم دست داشته و پول و سلاح به حزب الله لبنان و ديگر سازمانهاى تروريستى ميدهد. پرز همچنين تأكيد نمود: اسرائيل و هند در زمينهى امنيتى و اطلاعات با هم همكارى ميكنند. زيرا يك دشمن مشترك دارند و آن تروريسم است.[204]
به زير سؤال بردن مشروعيت نظام سياسى ايران با انجام فعاليتهاى گستردهى تبليغاتى و رسانهاى و تهاجم فرهنگى به ايران از طرق مختلف با هدف سرنگون كردن رژيم ايران براى مثال ارسال برنامهى ماهوارهاى براى اعمال فشارهاى سياسى بينالمللى و به كارگيرى تحريمهاى اقتصادى با هدف ايجاد زمينه براى تغيير حكومت ايران. به كارگيرى توان سياسى حاميان اسرائيل در امريكا، نظير لابى قدرتمند يهوديان در امريكا و يا مسيحيان صهيونيست مستقر در سطوح تصميمسازى و تصميمگيرى امريكا و استفاده از اين مجموعهها در متقاعد كردن دولت امريكا در تحريمها، افزايش فشار سياسى و اقتصادى بر ايران، زمينه سازى در جهت حملهى نظامى امريكا به ايران و... در اين رابطه دانى ياتوم رئيس سابق سازمان جاسوسى اسرائيل موساد بيان ميدارد: اسرائيل هم اكنون طرح انزواى بينالمللى ايران را در دست اجرا دارد و در صورت ناكامى سياست تحريم اقتصادى و انزواى جهانى رسماً به ايران حملهى نظامى خواهد كرد... حملهى مستقل اسرائيل به ايران در صورتى محقق ميشود كه امريكا به ايران حملهى نظامى نكند... اسرائيل اين قابليت ضرورى را دارد كه به تنهايى به ايران حملهى نظامى كند.[205]
نكات فوق كه تبيين كنندهى اقداماتى است كه اسرائيل در جنگ پست مدرن عليه ايران صورت ميدهد توسط كارشناسان امور سياسى ـ نظامى اسرائيل نيز پيشنهاد گرديده است. اقداماتى نظير: تلاش بيوقفهى سياسى براى متحد ساختن تمامى كشورهاى دموكراتيك جهان در مبارزه عليه اصول گرايى خشن و سرچشمهى آن يعنى ايران، كوشش جهت تشريك مساعى كليهى كشورهاى خاورميانه كه با خطر گسترش نفوذ رژيم ايران مواجه هستند، جلوگيرى از هرگونه ضعف و ناتوانى در قدرت بازدارندگى اسرائيل، آمادگى عملى و نظرى براى احتمال رويارويى اسرائيل، به تنهايي، با تهديد نظامى ايران.[206]
اسرائيل درجهت ايجاد آمادگى براى رويارويى نظامى با ايران دست به اقدامات عملى نيز زده است كه از آن جمله ميتوان به خريد هواپيماهاى اف ـ 16 از امريكا كه توانايى پرواز در همهى شرايط جوي، شبانه روز و نيز مسافتهاى دور را دارند، اشاره نمود.
به هر ترتيب اين گونه به نظر ميرسد كه اسرائيل در جنگ پست مدرن خود در صدد براندازى انقلاب اسلامى ايران ميباشد و كليهى امكانات خود و حاميانش را در اين راستا به ميدان آورده و ايران را در جهتهاى مختلف مورد تهاجم قرار داده است. از سويى با تهاجم فرهنگى و عمليات رواني، بخشى از اهداف خود را تحقق ميدهد و از طرفى با به كارگيرى تمامى توان پنهان و ابزار فنى پيشرفتهى خود دست به جاسوسى از ايران ميزند. از طرف ديگر با به كارگيرى لابى و جريانهاى وابسته به خود، ايران را در معرض فشارها و تنگناهاى سياسى و اقتصادى قرار ميدهد و در بعد ديگر ايران را هدفى نظامى ميداند كه بايستى با آن رويارويى نظامى داشته باشد.چشم انداز راهبردي
سؤال اصلى پژوهش عبارت بود از: استراتژى جنگ پست مدرن در حوزههاى سياسى امنيتى و نظامى رژيم صهيونيستى چه ويژگيهايى دارد و چه نتايجى را ايجاد كرده است؟
در پاسخ به سؤال مذكور گفته شده:
1ـ در اسرائيل سياست و نظاميگرى درخدمت ايجاد امنيت و پيگيرى اهداف تعريف شده در حوزهى ايدئولوژيكى و قومى است. كه اين موضوع در اظهارات موشه دايان كه بيان داشته. اسرائيل داراى سياست خارجى نيست. بلكه داراى سياست دفاعى ميباشد. و نيز در رفتارهاى سياسي، امنيتى و نظامى اسرائيل متأثر از جناحهاى راستگراى افراطى مستتر است.
2ـ علاوه بر حوزههايى نظير جغرافيا (عدم عمق مطلوب استراتژيك) و.... كه بر مسائل سياسي، امنيتى و نظامى اسرائيل تأثير ميگذارد و در جنگ پست مدرن حوزههايى چون مطالعات، تحقيقات و نوآوري، توسعه و پيشرفتهاى علمى و تكنولوژى و فنآورى و رسانهها و.... نيز به عنوان حوزههاى جديد تأثيرگذارى اضافه شده است.
3ـ به كارگيرى وسيع رايانه در تمرين برنامهريزي، كنترل، مديريت، و.... نبردها با استفاده از پيشرفتهاى فنى و علمى از ويژگيهاى اين رويارويى جديد است.
4ـ با بررسى و تأمل در چشم اندازهاى مالى اسرائيل در ابعاد مختلف امكان روشن نمودن سرعت و عمق متأثر شدن مسائل سياسي، امنيتى و نظامى از تكنولوژى و ابزارهاى پيشرفته در اسرائيل ميسر ميگردد.
5ـ از ويژگيهاى جنگ پست مدرن اسرائيل در زمينهى مسائل مالي، وابستگى شديد حوزههاى امنيتى و نظامى اسرائيل به تكنولوژى پيشرفته است كه بودجهى قابل توجه آن توسط كمكهاى خارجى و كمكهاى يهوديان جهان تأمين ميگردد. كه در صورت وقفه و يا قطع اين كمكها اسرائيل با بحرانهاى شديدى رو به رو خواهد شد.
6ـ وارد شدن اسرائيل به عرصهى جنگ پست مدرن علاوه بر آنكه فرصتهاى جديدى را در حوزههاى سياسي، امنيتى و نظامى براى اسرائيل فراهم آورده است، آسيبپذيريهاى جديدى را نيز به اسرائيل تحميل نموده است.
7ـ اسرائيل در عرصهى جنگ پست مدرن ناگزير از سرمايهگذارى وسيع در حوزهى توسعهى علوم و تكنولوژى گرديده است. اين امر فاصلهى اسرائيل با دشمنانش را در اين حوزهها زياد نموده و سبب پيشى گرفتن اسرائيل و بعضاً وابستگى دشمنان به حوزههاى مختلف به فنآورى و... اسرائيل شده و نيز به عنوان برگ برتر در حوزههاى سياسى امنيتى و نظامى گرديده است.
8ـ بالا رفتن كيفيت فعاليتهاى امنيتى اسرائيل با استفاده از تكنولوژى پيشرفته كه سبب افزايش در سرعت انتقال اطلاعات، بالا رفتن ضريبهاى حفاظتي، امكان پيش بينى رفتار دوستان و دشمنان، نفوذ و تأثيرگذارى و... گرديده است.
9ـ تقويت توان سازمانهاى جاسوسى با بهرهگيرى از ماهوارههاى پيشرفته كه دقت، كيفيت و امكان ارزيابى را افزايش داده و هزينههاى انسانى و مالى را كاهش داده است.
10ـ آسيب پذير شدن اسرائيل در به كارگيرى تكنولوژى و ابزار نوين متكى به فنآورى مانند قطع برق و اختلال در سيستمهاى رايانهاى نظير هك و ويروسها و....
11ـ به كارگيرى رسانههاى الكترونيكي، سايتهاى اينترنتي، و... توسط دشمنان اسرائيل كه به دليل عدم امكان كنترل و سانسور اخبار اين كشور آسيب پذير شده است.
12ـ پيشرفت فنى و تكنولوژيكى اسرائيل در عرصههاى مختلف فنآورى سبب حضور اسرائيل در بازارهاى فروش قطعات تجهيزات و... و اختصاص سهم در بازارهاى رقابت جهانى شده است.
13. از ويژگيهاى نبرد جديد اسرائيل حضور در عرصهى نبرد واژهها و جنگهاى مجازى ميباشد كه اسرائيل در اين عرصه اقدام به سرمايهگذارى و صرف هزينه در جهت زمينه سازي، ايجاد اشاعهى واژگان جديد، منطبق نمودن آن بر حريف، مستند سازى و.... نموده است.
همچنين دشمنان اسرائيل نيز در اين عرصهى جديد وارد شده و به اسرائيل ضرباتى را وارد نمودهاند.
14ـ استفادهى اسرائيل از تهاجم فرهنگى در سطوح و ابعاد مختلف آن و مشروع دانستن استفاده از وسايل غير اخلاقى در عرصهى نبرد نرم افزاري.
15ـ مشروعيت بخشى به اقدامات خشونت بار از طريق توجيه ديني.
16ـ مسيحيت صهيونيستى نقش ويژهاى در پشتيبانى در عرصههاى مختلف جنگ پست مدرن اسرائيل ايفا مينمايد. عرصههايى نظير پشتيبانى سياسي، ارسال كمكهاى مالى و در اختيار قرار دادن رسانهها استفاده از قدرت سياسى اقتصادى و نظامى و... ابر قدرت امريكا در حفظ و توسعهى اسرائيل.
17ـ برخى از ابعاد سياسي، اقتصادى و... جنگ پست مدرن اسرائيل از ناحيهى ايجاد تنگناهايى سياسى اقتصادى و.... براى دشمنان اسرائيل از كانال مسيحيت صهيونيستى اعمال ميگردد.
18ـ يكى از ويژگيهاى جنگ پست مدرن كه اسرائيل در آن درگير است اشكال متفاوت نبرد است كه اسرائيل در اين روياروييها بعضاً آسيب پذير است. براى نمونه شكست اين كشور در نبرد با حزب الله در جنوب لبنان كه اين شكست به واسطهى ويژگيهايى نظير نقش برجستهى رسانهها در آن، چريكى بودن نبرد و ايجاد تلفات به اسرائيل با هدف فشارهاى روانى و... محقق شد.
19ـ استفاده از قابليتهاى ايجاد شده در بهرهگيرى از فضا با ارسال ماهواره و سيستمهاى جديد موشك و ضد موشك.
20ـ استفاده از تمام توان كشور به صورت يك سيستم در راستاى تحقيق و فنآورى و استفاده از بخشهاى خصوصى در اين زمينه.
21ـ از ديگر ويژگيهاى جنگ پست مدرن اسرائيل مواردى چون درگير نمودن غير نظاميان در عرصهى نبرد نظير بمباران مناطق غير نظامى و كشتار غير نظاميان، به وجود آوردن محيط نظامى و آموزشى جديد با استفاده از فضاهاى مجازي، گسترش سلاحهاى پيشرفته و غير متعارف نظير سلاحهاى اتمى شيميايى و بيولوژيك و.... در راستاى ايجاد ترس و وحشت براى اعمال سياست بازدارندگى و تحميل خواستههاى خود.
22ـ بهكارگيرى استراتژى جنگ پست مدرن سبب ميگردد تا اسرائيل در حصول به اهداف سياسى امنيتى خود با توجه به استفاده از نوآوريها و تجهيزات جديد به شكل كارآمدترى عمل كند و امكان يابد تا كليهى منابع خود را در راستاى رسيدن به هدف بسيج نمايد.
23 – از نتايج بهكارگيرى و ساخت سلاحهاى پيشرفته و مدرن ميتوان از بالا رفتن تلفات دشمنان و پايين آمدن تلفات نيروهاى اسرائيل در نبردها ياد نمود.
از ديگر نتايج جنگ پست مدرن اسرائيل ميتوان از تأثيرى كه اين جنگ در جايگاه و شكلگيرى قدرت در منطقهى خاورميانه بر جاى ميگذارد ياد نمود. چنان كه اين گونه به نظر ميرسد كه به سبب گرايشهاى توسعه طلبانهى متأثر از ايدئولوژى و قوميتگرايى اسرائيل، صلح در منطقه رو به زوال بوده و منطقهى خاورميانه آبستن تحولات سياسى نظامى گرديده و امريكاى متأثر از مسيحيت صهيونيستى به عنوان يك رسالت در صدد تحميل خود و برترى دادن اسرائيل در منطقه ميباشد.
25ـ توجه اسرائيل به استفاده از فنآورى جديد سبب كاهش هزينههاى نظامى اسرائيل گرديده است.
همچنين ايجاد خود كفايي، كم كردن وابستگى به خارج، فروش قطعات و ايجاد در آمد از ديگر ويژگيهاى توجه اسرائيل به فنآوريهاى جديد است.
26ـ در نبرد پست مدرن اسرائيل در صدد است تا با استفاده از تأثيرگذارى بر فرهنگ ما، ارزشها و تغيير ذائقهها و.... نسبت به حساسيتزدايى از منفور بودن اسرائيل و ارتباط با آن نزد مردم مسلمان و عرب برآيد.
27ـ نهادهاى افراطى مذهبى داخل اسرائيل و مسيحيت صهيونيستى در عرصهى سياسى و مذهبي، اسرائيل را به سمت راستگرايى افراطى و جنگ طلبى سوق ميدهد و بر تحقق تسلط يهود بر جهان در دورهاى كه از آن به عنوان آخرالزمان ياد مينمايند تأكيد خواهند نمود.
28ـ متأثر شدن هر چه بيشتر حوزههاى سياسى امنيتى و نظامى اسرائيل از رسانهها، كه هر چه بيشتر نبردهاى اسرائيل را از سمت سخت افزارى به سمت نرم افزارى سوق داده است. اين ويژگى جديد (تأثير رسانهها بر سرنوشت نبرد) ضرورت ايجاد ساز و كار و مديريت و برنامهريزى متفاوت از برنامهريزيهاى متداول در نبردهاى گذشته را ايجاب مينمايند، تا مكمل رويارويى جديد باشند.
مباحث مذكور نشان ميدهد كه اسرائيل در استراتژى جنگ پست مدرن در آينده به طور گستردهاى از رسانهها جهت تحقق اهداف و مقاصد سياسي، امنيتى و نظامى استفاده خواهد كرد. حضور در عرصهى نبرد واژهها و جنگهاى مجازى و سرمايهگذارى و صرف هزينه در جهت زمينه سازى ايجاد و اشاعه واژگان جديد و منطبق نمودن اين واژهها بر حريف، مستند سازى و مسائلى از اين قبيل و همچنين تنوع بخشيدن به سياست ترور و سركوب مسلمانان فلسطين با بهكارگيرى ابزار و تجهيزات نوين نظامى و امنيتى نظير ماهوارههاى جاسوسى و ساير ابزارهاى الكترونيكي، شاخصههاى اين جنگ جديد خواهد بود.
بى ترديد روند صلح منطقهى خاورميانه در آينده تحت تأثير استراتژيهاى اين جنگ جديد خواهد بود.
اگر چه در كنار فرصتهاى جديدى كه فنآورى اطلاعاتى و امنيتى در اختيار رژيم صهيونيستى قرار داده است، به همان نسبت ميتوان گفت كه آسيبهاى جديدى نيز استراتژى جنگ پست مدرن بر اسرائيل تحميل خواهد نمود. منتهى اين مسأله منوط به شناخت نقاط قوت و ضعف استراتژى جنگ پست مدرن توسط كشورهاى خط مقدم نبرد عليه سياستهاى نژاد پرستانه و توسعهطلبانهى رژيم اشغالگر قدس ميباشد.
با بخشى از وجوه متفاوت اين استراتژى ميتوان از طريق راهبردهاى زير برخورد مناسب انجام داد.
الف) اولين گام در برنامهريزى جهت هرگونه مقابله با اين نبرد نوين، بررسى دقيق ويژگيهاى اين جنگ و به تعبير دقيقتر شناخت آن ميباشد. شناخت ابعاد اين رويارويى و نقاط قوت و ضعف و امكانات، مقدورات و محدوديتهاى اسرائيل در اين عرصه و نيز بررسى و شناخت همين نكات در كشورمان، امكان طراحى برنامهاى منسجم در جهت تقابل با دشمن را فراهم ميآورد.
ب) ايجاد بسترهاى لازم تحقيقاتى و پژوهشى در داخل كشور و تربيت متخصصان ايرانى و قطع وابستگى در اين زمينه به كشورهاى خارجى ميتواند قدرت لازمه را براى وارد شدن در عرصهى اين نبرد مضاعف نمايد على الخصوص تأسيس دانشگاه اختصاصى جهت علوم رايانه در ابعاد سخت افزار و نرم افزار گامى بلند در اين راستا ميباشد كه دانشگاه آزاد اسلامى با داشتن پتانسيل بالاى علمى و منابع مالى ميتواند در اين امر پيش قدم باشد.
ج) در حوزهى رسانهاى ابعاد جنگ پست مدرن، هر روز بيش از پيش نمايان ميگردد و سيطرهى ماهوارهها در اطلاع رسانى مطلوب به نفع سياستگذاران اين جريان و پخش فيلمهاى جذاب، هر روز دامنهى وسيعترى از مخاطبين را به خود جلب مينمايد. در اين زمينه نيز ميتوان علاوه بر سياستگذارى به عنوان يك تهديد و برنامهريزى در جهت به حداقل رساندن آسيبها به آن، بهعنوان يك فرصت نيز نگاه كرد و از آن در جهت اطلاع رسانى و صدور جريان فكرى مستقل بهره برد دقيقاً همان اقدامى كه شبكههاى صوتى و تصويرى حزب الله لبنان در مقابل اسرائيل به عرصهى ظهور ميرسانند. و يا تأثيرى كه شبكهى العالم در اطلاع رسانى مستقل به مردم عراق( با ديد تساهل از كاستيها و نقاط ضعف آن) ايفا نمود. اما نكتهى برجستهاى كه به عنوان يك پيشنهاد در تهاجمى نمودن جنگ پست مدرن عليه اسرائيل مد نظر است، توجه به اين امر است كه صهيونيسم در حال اشاعهى تفكرات مطلوب خود در غالبهاى هنرى است. اما متأسفانه در مقابل، نقطهى كانونى تفكرات اسلامى كه حوزههاى علميه ميباشد از روشهاى نوين تبليغ غافل مانده است. يكى از كارآمدترين اين ابزار كه متكى بر فنآوريهاى نوين نيز ميباشد صنعت انيميشن سازى يا كارتون سازى است. امروز تفكر ناب اسلامى كه در تقابل با تفكر صهيونيستى قرار دارد ميتواند با تصاوير انيميشنى قلب كودكان و نوجوانان و حتى بزرگسالان را در دنيا به تسخير خود در آورد و كوتاه سخن آنكه برنامهريزان سيستمهاى تبليغاتى و رايانهاى مستقر در حوزههاى علميه به جاى دادن مواد خام دروس حوزوى و نكات پيدا و پنهان احاديث و روايات كه قابل بهره بردارى سوء توسط دشمنان ميباشد، ميتوانند با بهرهگيرى از فرهنگ عظيم داستانى و اسلامى و آميختن آن با هنر انيميشن سازى آن را در قلوب مخاطبان نهادينه نمايند. البته سرمايهگذارى در اين امر مختص به حوزههاى علميه نيست اما به نظر ميرسد بهترين جايگاه تلفيق هنر و فرهنگ اسلامى در مقابله با فعاليت رسانهاى صهيونيسم، مراكز زير نظر اين نهاد باشد.
د) توجه به يكپارچه نبودن جمعيت يهوديان مهاجر مقيم اسرائيل و نيز كثرت انگيزهها و خواستهها از اين كشور خود نقطهى آسيب پذير جدى رژيم صهيونيستى ميباشد.
هـ) روشن نمودن واقعيات و تأكيد بر ابعاد كمتر توجه شده، خسارت به منافع ملى مردم امريكا در حمايت بيدليل از اسرائيل كه توسط حاميان آنان در غالب مسيحيان صهيونيست صورت ميگيرد، يكى از ابعادى است كه به نظر ميرسد در اين نبرد پست مدرن قابل سرمايهگذارى باشد. اين امر ميتواند از طريق رسانهها و شبكههاى رايانهاى صورت پذيرد.پى نوشت:
145. كارشناس ارشد علوم سياسي.
146. حسينعلى نوذري، صورتبندى مدرنيته و پست مدرنيته، انتشارات نقش جهان، اصفهان، 1379، صص 343 تا 345.
147. دورنماى جنبش صهيونيسم در فلسطين، نشريهى نداء القدس، سال سوم، شمارهى 63، تاريخ 1/1/1381، ص34.
148. خبرگزاري، 14/2/80..
149. TECHNION
150. INSTITUTE WEIXMANN
151. جنگ رايانهاى در فلسطين، بخش اول، ماهنامهى ندا، القدس، سال چهارم، شمارهى 69، تاريخ 1/3/82، ص55.
152. خبرگزاري، اول فروردين، 1380.
153. خبرگزاري، 14 اسفند، 1381.
154. نشريهى نداء القدس، سال سوم، شمارهى 60، اول ديماه 1380، ص3.
155. اقتصاد رژيم صهيونيستى و انتفاضه مسجد الاقصي، نشريهى نداء القدس، سال سوم، شمارهى 63، اول فروردين 1381، ص20.
156. حضور صهيونيستها در آفريقا، نشريهى نداء القدس، سال سوم، شماره 63، اول فروردين 1381، ص11.
157. اقتصاد رژيم صهيونيستى و... همان، ص20.
158. روژه گارودي، تاريخ يك ارتداد، اسطورههاى بنيان گذار سياست اسرائيل، ترجمهى مجيد شريف، انتشارت مؤسسهى خدمات فرهنگى رسا، تهران: 1357، ص227، همچنين جهت مطالعهى بيشتر پيرامون كمكهاى خارجى به رژيم صهيونيستى ر. ك به صفحات 270 ـ 259.
159. ر. ك سازمانهاى يهودى و صهيونيستى در ايران، انتشارات مؤسسهى مطالعات و پژوهشهاى سياسي، تهران: 1381، ص375.
160. روژه گارودي، همان، صص 215، 216.
161. A. I. P. A. C.: كميته امريكايى ـ اسرائيلى امور عمومى است.
162. على رحيمي، اسرائيل و بحران عراق، منافع و چالشها، نشريهى نگاه، سال سوم، شمارهى 32، اسفند 1381، ص51.
163. عبدالهى و زيبايي، برآورد استراتژيك اسرائيل، جلد اول، انتشارات مؤسسهى فرهنگى ابرار معاصر، تهران: 1381، صص 553، 554.
164. روچيلدها، ترجمهى رضا سند گل و منيژه اسلامبول چي، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران: 1369، ص75.
165. ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، مؤسسهى مطالعات و پژوهشهاى سياسي، انتشارات اطلاعات، تهران: 1369، صص 110، 111.
166. نبرد واژهها در سنگر مبارزه عربى ـ صهيونيستي، نشريهى نداء القدس، سال سوم، شمارهى 65، اول مرداد 1381، ص28.
167. غسان كنفاني، نگاهى به ادبيات صهيونيسم، ترجمهى موسى بيدج، انتشارات برگ، تهران: 1365، ص13.
168. خبرگزاري، 26 ارديبهشت 1380
169. همان، 22 آذر 1381
170. همان، 26 ارديبهشت 1380
171. پژوهش گروهي، a Psychological Warfarecase Book، ترجمهى ستاد جنگ دانشگاه تربيت مدرس، دفتر مركزى جهاد دانشگاهي، انتشارات واحد جنگ رواني، قرارگاه خاتمالانبيا، تهران: ؟، ص13.
172. استراتژى اسرائيل، غازى اسماعيل ربابعه، ترجمهى محمدرضا فاطمي، نشر سفير، تهران: 1368، ص146.
173. استراتژى رژيم صهيونيستى در روابط خارجي، گزارش كنفرانس منطقهاى و سياست خارجى مؤسسهى پژوهشى هرتسيكاى اسرائيل، ماهنامهى نداء القدس، سال چهارم، شماره 71، اول مرداد 1382، ص21.
174. نقض مكرر حقوق خبرنگاران در اراضى اشغالي، نشريهى نداء القدس، سال چهارم، شماره 73، اول مهرماه 1381، ص8.
175. پژوهش گروهي، مقالهى نبرد جنين مطالعهى موردى دربارهى استراتژى رسانهاى اسرائيل مترجم ابوالقاسم راه چمني. آوريل 2002 به نقل از كتاب گزيده پژوهشهاى جهان5، انتشارات مؤسسهى فرهنگى مطالعات و تحقيقات بينالمللى ابرار معاصر، تهران: مهر 1382 صفحه 227
176. خبرگزاري، 28/3/80
177. خبرگزاري، 7/5/82
178. خبرگزاري، 15/2/81
179. خبرگزاري، 15/5/80
180. آيتالله سيد على خامنهاي، فرهنگ و تهاجم فرهنگى (برگرفته از سخنان رهبري)، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامي، تهران: 1373، صفحه 4.
181. خبرگزاري، 22/6/1381.
182. سيد محمد على ابطحي، مقالهى بررسى ابعاد تهاجم فرهنگى صهيونيستى به جهان اسلام و عرب فصلنامهى راهبرد شمارهى پنج، زمستان 1373، صفحهى 74، به نقل از مصاحبه ناديا خوست با روزنامه الحيات چاپ لندن، 12/6/1994
183. خبرگزارى 17/12/79
184. آيتالله سيد على خامنهاي، پيشين، ص4.
185. بخشى از بيانيهى سومين كنگرهى بينالمللى مسيحيت صهيونيستي، ترجمهى واحد پژوهش و تحقيقات موعود، ماهنامهى موعود، سال هفتم. شماره 40، آذر و دى 1382، ص42.
186. مقالهى الموساد تبنى افكار هم و اسرائيليون التقوابهم فى طابا، مترجم: ع. باقرى از نشريهى روزنامه الاتحاد، 27 ژانويه 1997، به نقل از ترجمان سياسي، شمارهى 66، صفحهى 29.
187. خبرگزاري، 9/5/80
188. موساد، نشريهى لوپوئن، شمارهى 1351، 8 اوت 1998، به نقل از ترجمان سياسي، سال سوم، شمارهى 143، بخش سياسي، ص27.
189. جهت مطالعهى بيشتر ر. ك: استراتژى پيرامونى اسرائيل، محمدتقى تقيپور، موسسهى مطالعات و پژوهشهاى سياسي، 1383.
190. هارولد لاسول، جنگ سياسى و رواني، a Pyschological Warfarecase book، همان، ص13.
191. عبدالرضا هوشنگ مهدوي، سياست خارجى ايران در دوران پهلوى 1357 ـ 1300، نشر پيكان، تهران: 1377، صص 154، 156.
192. همان، صص 258، 283.
193. خبرگزاري، دهم تيرماه 1381.
194. همان، پنجم ارديبهشت 1380.
195. براى مطالعهى بيشتر ر. ك: ساواك و دستگاه اطلاعاتى اسرائيل، عبدالرحمن احمدي، انتشارات مؤسسهى مطالعات و پژوهشهاى سياسي، تهران: 1381.
196. افرايم سنيه، اسرائيل پس از سال 2000، ترجمهى عبدالكريم جادري، انتشارات دورهى عالى جنگ دانشكدهى فرماندهى و ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تهران: بيتا، ص104.
197. اظهارات شيمون پرز در سفر به امريكا به نقل از خبرگزاري، هفده ارديبهشت 1380.
198. سيد جمال حسيني، تهديدها و مشكلات ارتش اسرائيل، مجلهى نگاه، سال اول، شماره 6، شهريور 1379، ص20.
199. خبرگزاري، بيست و دوم مهرماه 1382.
200. مسعود آريايي، بررسى نظام فكرى ـ تبليغاتى رهبران اسرائيل نسبت به ايران، فصلنامهى مطالعات خاورميانه، انتشارات مركزى پژوهشهاى علمى و مطالعات استراتژيك خاورميانه، سال نهم، شمارهى چهارم، زمستان 1381، صص 120 تا 125.
201. حميد فرهادى نيا و جمال حسيني، همان، ص18.
202. افرايم سنيه، همان، ص44.
203. ماهنامهى موعود، سال هفتم، شماره 41، بهمن و اسفند 1382، ص30.
204. افغانستان، جادهى رژيم صهيونيستى جهت ضربه زدن به ايران و پاكستان، نشريهى نداء القدس، سال سوم، شماره 63، اول فروردين 1381، ص4.
205. خبرگزاري، پانزدهم شهريور 1382.
206. افرايم سنيه، همان، صص 108 و 109.